محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

274

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

السّنن الكبرى ، بيهقى 4 / 89 - 90 ؛ المبعث و المغازى ، اسماعيل التّيمىّ ( خطّى ) 141 / ب - 143 / الف . مقابله كنيد : الدّارمىّ ، ص 293 ؛ المصنّف ، عبد الرّزّاق ش 7234 . ( 1 ) به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر از محمّد فرستادهء خدا ( صلّى اللّه عليه و سلّم ) به شرحبيل بن عبد كلال و حارث بن عبد كلال و نعيم بن عبد كلال پادشاه ذى رعين ، معافر و همدان . پس از عنوان : فرستادهء شما بازگشت و شما سهم خمس خدا را از دست آورده‌هاى جنگى ( غنائم ) ، پرداختيد . آنچه دربارهء پرداخت يك دهم از فراورده‌هاى زمين ، بر مؤمنان واجب گشته ، بدين گونه است : در صورتى كه مقدار فراورده ، به پنج وسق ( 1 ) برسد ، فراورده زمين بلند ( 2 ) و زمينى كه با آب باران يا آب روان آبيارى گردد يك دهم ، و از فراوردهء كشتزارى كه با ريسمان و دلو آبيارى گردد ، نصف يك دهم ( يك بيستم ) است . زكات هر پنج شتر تا بيست و چهار شتر كه خود در بيابان بچرند ( 3 ) ، يك گوسفند است . چنانچه بر شمارهء بيست و چهار ، يكى فزون گردد ، تا سى و پنج ، يك شتر ماده كه به سال دوم رسيده باشد ؛ اگر شتر دو سالهء ماده نبود ، يك شتر نر كه به سال سوم رسيده باشد ، بدهند . در بيش از سى و پنج ، تا چهل و پنج شتر ، يك شتر ماده كه به سال سوم رسيده باشد ؛ و در بيش از چهل و پنج تا شصت ، يك شتر مادهء چهارساله كه پذيراى نر باشد ، بدهند . از شصت و يك تا هفتاد و پنج ، يك شتر ماده كه به سال پنجم رسيده باشد ؛ و از هفتاد و شش تا 90 ، دو شتر سه سالهء ماده و از نود و يك تا يكصد و بيست ، دو شتر مادهء چهارساله كه پذيراى نر باشد ، بدهند . در بيش از يكصد و بيست شتر ، براى هر چهل نفر ، بايد يك شتر سه سالهء ماده ، و براى هر پنجاه نفر ، يك شتر چهار سالهء ماده كه پذيراى نر باشد ، بپردازند ( 4 ) . زكات هر سى رأس گاو ، يك گوسالهء نر يا مادهء يك‌ساله يا دوساله است ( 5 ) ، و زكات چهل گاو ، يك رأس گاو ماده است ( 6 ) . زكات گوسفند از چهل تا يكصد و بيست رأس كه در بيابان بچرند ، يك رأس و از صد و بيست و يك تا دويست ، دو رأس ، و از دويست و يك تا سيصد ، سه رأس گوسفند است . اگر از سيصد بگذرد ، براى هر يكصد رأس ، بايد يك گوسفند بدهند ( 7 ) . شتر مادهء پير ( 8 ) و حيوانى كه بر اثر نوعى بيمارى ، فرج و دبر آن ورم كرده ( 9 ) و نيز جانور معيوب و بز نر ويژهء بارورى را در زكات به شمار نمىآورند ، مگر آنكه گردآورنده يا زكات دهنده ( 10 ) خود بخواهد . به سبب هراس زكات دهنده از فزونى زكات و زكات‌گيرنده از كاستى آن ، نبايد دامهاى پراكندهء مورد تعلق زكات را با هم جمع كنند ( 11 ) ، و دامهاى به هم پيوسته را از هم جدا كنند ( 12 ) . آنچه بابت