محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
196
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
البشام فى الرّحلة إلى بلاد الشّام » . بنگريد : اشپرنگر ، 3 / 379 و پس از آن ؛ بنگريد : مجلهء « جمعيّت خاورشناسان آلمان ) ZDMG ( « ج 17 ( 1863 م . ) ص 385 - 388 و « مجلّهء اسلاميك ريويو » ( ووكنگ - انگلستان ) ژانويه 1917 ؛ و مجلّهء عثمانى ج 9 ( 1936 م ) . دربارهء كشف اصل نامه در دمشق ، بنگريد به تصوير آن در » ZDMG « و « مجلهء عثمانى » محمّد حميد اللّه ، از حيدرآباد دكن ( به زبان اردو ) ج 9 / 3 ژوئن 1936 « مكتوبات نبوى كى دو اصل » ؛ بنگريد : به آنچه كه دربارهء درستى اصل اين نامه ، در دو مجلّهء « عثمانى » و « Islamic Culture » نوشته شده است : Some Arabic Inscriptions of Medina of the Early Years of Hijrah . نيز بنگرى ؛ : به مقدمهء اين مجموعه ، و كتاب محمّد حميد اللّه به زبان فرانسه : Le Prophete de l' Islam , sa vie et son oeuvre , pp 646 - 652 . و نيز كتاب وى به زبان انگليسى : Muhammad Rasulullah . به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر از محمّد پيامبر خدا به منذر بن ساوى : درود بر تو . من همراه تو خداوندى را كه جز او خدايى نيست ، مىستايم و سپاس مىگويم . و گواهى مىدهم كه جز او آفريدگارى نيست ؛ و محمّد بنده و فرستادهء اوست . پس از ستايش خدا ، من آفريدگار بىهمتا و بزرگ را فراياد تو مىآورم ، زيرا كه هر كس ديگرى را به نيكى فرا خواند ، به راستى به خود نيكى كرده است ؛ و هر كس از فرستادگان من فرمان برد و از دستور ايشان پيروى كند ، بىگمان ، از من فرمان برده است . و هر كس نسبت به آنان نيكانديش باشد ، پيداست كه نسبت به من نيكانديش است . فرستادگان من از تو به نيكى ياد كردهاند ، و من پايمردى و شفاعت تو را در ميان مردم خود ، پذيرفتهام . از اين رو آنچه را كه مسلمانان هنگام گرويدن به اسلام در اختيار داشتهاند ، به آنان واگذار . گناهكاران را مورد بخشايش قرار دادم . تو نيز از گناهان ايشان درگذر . بىگمان تا آنگاه كه درستكار باشى ، هرگز تو را از كارت بر كنار نخواهيم ساخت . هر كس از يهود و مجوس ، بر آيين خويش پايدار ماند ، بايد سرگزيت بپردازد . نشان مهر : ( )