محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

192

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

داد و گفت : ما نيازى به اين پرنيان نداريم . آن جامهء ما نيست . و گفت : « سر به فرمان من نه ، و گرنه همراه ياران خويش ، به سوى تو خواهم آمد . فرمان خدا ، از آن نيز پرشتاب‌تر است . اما دربارهء نامهء تو ، من به محتواى آن ، از تو آگاه‌ترم : در آن ، چنين و چنان آمده است . » نامه را نگشود و آن را نخواند . فرستاده نزد خسرو بازگشت و ماجرا را به او گفت . گفته‌اند هنگامى كه نامهء پيامبر به دست خسرو رسيد . . . آن را پاره پاره كرد . پيامبر خدا گفت : خداوند پادشاهى ايشان را چنان كه بايد ، از هم خواهد گسست . متن نامه به دست نيامده است . 1 . متن « سرقتى حرير » و السّرق : شقق الحرير . . . يعنى تكه‌هاى پارچهء ابريشم سپيد . مفرد آن ، سرقة و ريشهء واژه در پارسى « سره » يعنى خوب است . اين واژه را همانند واژهء « برق » ( بره ) و « يلمق » ( قبا ) ، معرّب ساخته‌اند ( صحاح جوهرى ، 4 / 1496 و 1571 « سرق ، يلمق » ؛ الاشتقاق ص 532 ) . - م . ( 1 ) 54 به هرمزان ( كارگزار خسرو ) ابن حجر ، ش 8556 ؛ عبد المنعم خان ش 118 . از محمّد پيامبر خدا به هرمزان : من تو را به اسلام فرا مىخوانم ؛ اسلام آور تا ايمن مانى . ( 2 ) 55 به نفاثة بن فروه دؤلىّ پادشاه سماوه ( در عراق ) ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 33 ( ش 59 ) . بنگريد : كايتانى ، 10 / 63 ؛ اشپرنگر ، 3 / 268 . پيامبر خدا - صلّى اللّه عليه و سلّم - به نفاثه بن فروهء دؤلى پادشاه سماوه ، نامه‌اى نوشت . متن نامه به دست نيامده است .