محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
190
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) 53 نامهء پيامبر ( ص ) به خسرو پرويز بزرگ پارس ( 1 ) طبرى ص 1571 - 1572 ( دو روايت ) ؛ قلقشندى ، 6 / 296 ( به نقل از كتاب الصّناعتين ، أبو هلال عسكرى ) و نيز ص 378 ؛ ابن طولون ش 3 / 1 ؛ قسطلانى ، 1 / 291 ؛ يعقوبى ، 2 / 83 ؛ زيلعى ش 9 ؛ عبد المنعم خان ش 87 ؛ قزوينى ش 2 ص 17 ؛ المنتقى ، أبو نعيم ، ورق 35 / 1 - ب ؛ دلائل النّبوّة ، ابو نعيم ، 2 / 122 ؛ الأهدل ص 60 ؛ فريدون 1 / 31 ؛ عمر موصلىّ ج 8 ورق 27 / ب ؛ حلبى 3 / 242 ؛ إعجاز القرآن ، باقلانى ص 203 - 204 ؛ إمتاع الأسماع ، مقريزى ( خطّى كوپرولو ) ص 1017 ، حمد اللّه مستوفى ، تاريخ گزيده ( انتشارات گيب ، لوندرا ) ص 147 ؛ تاريخ بلعمى ( آن ، ترجمهء تاريخ طبرى به فارسى است با حذف و افزودههايى ) ، محمد بلعمى ( 325 ه . ) ، تهران 1341 شمسى ص 1138 - 1139 ؛ نهاية الأرب فى أخبار الفرس و العرب ( چنان كه كولسينكوف گفته است ) ؛ الوفاء ، ابن الجوزى ص 732 ؛ حياة الصّحابة ، كاندهلوى 1 / 198 ( وى به : هيثمىّ 8 / 287 ، ابو سعيد نيشابورى در كتاب شرف المصطفى از ابن إسحاق ، أبو نعيم در الدّلائل از ابن اسحاق ، ابن أبى الدّنيا در دلائل النّبوّة از ابن اسحاق ، طبرانى ، البزّاز و الإصابة ابن حجر ، ارجاع داده است ) . مقابله كنيد : ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 16 ( ش 3 ) ؛ ابو عبيد ، ش 59 ؛ عبد المنعم خان ش 19 ؛ بخارى ، 3 / 7 ، 56 / 101 ، 64 / 82 ، 95 / 4 ؛ مسلم ، 32 / 75 ؛ احمد حنبل ، 1 / 243 ، 305 ، 3 / 133 ، 4 / 75 ؛ طب ، گزارشهاى سال 30 ( آنجا كه گفته است نامهاى به خسرو پسر هرمز نوشت و آن را با عمر خطاب فرستاد . . . ) سپس داستانى مىآورد . ولى در رويدادهاى سال هفتم ياد مىكند كه عبد اللّه پسر حذافه سهمى ، آن را نزد خسرو برده بود [ ص 1571 ] . بنگريد : كايتانى ، 6 / 54 ؛ اشپرنگر ، 3 / 264 ؛ دو مصاحبهء مطبوعاتى من در تأييد كنفرانس دوم ادارهء فرهنگ اسلامى ( لاهور پاكستان ) پيرامون همبستگيهاى اسلام و ايران باستان ( به زبان انگليسى ) ؛ مجلّهء معارف ( اعظم گره هند ) ژوئن 1942 ؛ صلاح الدّين المنجّد ، رسالة النّبىّ محمّد بن عبد اللّه ( ص ) به پرويز پادشاه پارس ؛ در روزنامهء بيروتى « الحياة » به تاريخ : 27 / 12 ، 1385 ه - 22 / 5 ، 1963 ص 701 با تصوير ؛ نيز مقالهء وى در مجلّهء الوعى ، كراچى پاكستان ، اكتبر 1963 ، ص 4 - 11 با تصوير . [ به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر ] از محمّد فرستادهء خدا به خسرو پرويز ، بزرگ پارس : سلام و ايمنى از عذاب خدا بر كسى كه پيرو هدايت گردد ؛ به خدا و فرستادهء وى ايمان آورد و گواهى دهد كه آفريدگارى جز خداى يگانهء بىانباز ، نيست و محمّد بنده و فرستادهء او است . من تو را به سوى خدا فرا مىخوانم ؛ زيرا كه من پيامبر خدا بر همهء مردمانم ؛ تا زنده دلان را هشدار دهم و « كلمهء عذاب بر كافران مسلّم گردد ( 2 ) » . از اين رو ، اسلام آور تا ايمن مانى ؛ زيرا اگر اسلام نياورى ، بىگمان ، گناه همهء مجوسان بر گردن تو خواهد بود ( 3 ) .