محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

178

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

داريان دو بار نزد پيامبر ( ص ) آمدند . يك بار پيش از هجرت و بار ديگر پس از هجرت . بار نخست ، زمينى را از پيامبر درخواست كردند . پيامبر خدا پاره پوستى خواست و نوشتهء زير را بر آن نوشت : به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر اين نوشته ( 2 ) اى است كه در آن ، آنچه را كه [ محمّد ] پيامبر خدا بدان گاه كه خداوند زمين را به او داد ، به داريان بخشيده است ياد شده . وى بيت عينون ، حبرون ، المرطوم و بيت ابراهيم را با ساكنان آن جايگاهها ( 3 ) ، براى هميشه ، به ايشان بخشيد . عبّاس بن عبد المطلب ، و خزيمة بن قيس و شرحبيل بن حسنه ، بر آن گواه گشتند و شرحبيل ( آن را ) نوشت . 1 . اينان شش تن يا بر پايهء نوشتهء ابن هشام ، هشت تن بودند كه نزد پيامبر خدا ( ص ) آمدند و مسلمان گشتند و پيامبر خدا به دو تن از ايشان به نامهاى تميم بن أوس و نعيم بن أوس ، دو قطعه زمين به نامهاى : حبرى ( حبرون و يا حبرين ) و بيت عينون داد . و جز دو قطعهء ياد شده ، پيامبر اسلام در سرزمين شام ، اقطاع ديگرى نداشته است ( ابن هشام ، 3 / 368 ، الاشتقاق ، ص 377 ؛ جمهره ص 422 ؛ قلقشندى ، 13 / 118 ) . - م . 2 . قلقشندى مىنويسد : « اين نامه ، هم اكنون نيز در دست خدّام حرم خليل اللّه عليه السّلام است و هرگاه كسى با آنان به ستيز برخيزد ، آن پوست نوشته را نزد پادشاه مصر مىبرند تا ايشان را از گزند دشمنان دور نگاه دارد . بسيارى گفته‌اند كه آن نوشته را ديده‌اند كه بر اثر گذشت زمان فرسوده بوده است ( صبح الأعشى ، 13 / 122 ) . - م . 3 . در صبح الأعشى به جاى « و من فيهم » ، « به من فيهنّ » آمده است كه با متن فرمان ، سازگارتر است . - م . ( 1 ) 44 تجديد پيمان پيشين ابو يوسف ص 132 ؛ ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 21 - 22 ( ش 19 ) ؛ ديبلى ش 8 ؛ الضّوء السّارى ، مقريزى ورق 90 ( سه روايت ) ، قلقشندى ، 13 / 121 - 22 ؛ عبارت ابن عساكر و ابن منده نيز با قلقشندى برابر است ؛ كتانى ، 1 / 145 - 146 ؛ الأموال ، ابن زنجويه ( خطّى بوردور ، تركيّه ) ورق 101 / الف . مقابله كنيد : ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 75 ( ش 126 ) ؛ ابو عبيد ش 691 . بنگريد : كايتانى 9 / 70 ( تعليقهء نخست ) ؛ اشپرنگر 3 / 432 ( با تعليقهء نخست ) ؛ اشپربر ص 64 ، كلمهء دارى ، مىگويند اين كلمه به معناى « ملّاح » است . هنگامى كه پيامبر ( ص ) به مدينه هجرت كرد ، داريان نزد وى آمدند و درخواست كردند كه آن فرمان