محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
163
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) ( 31 - 31 / الف ) نوشتهء ابن العلماء فرمانرواى أيله به پيامبر خدا پيمان پيامبر ( ص ) با مردم أيله ابن هشام ص 902 ؛ ابن إسحاق ، ترجمهء فارسى ، ورق 199 ؛ ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 37 ( ش 74 ، 1 ) ؛ أبو عبيد ش 513 ؛ قسطلانى ، 1 / 297 ؛ عبد المنعم خان ش 123 ؛ فريدون ، 1 / 33 - 34 ؛ مغازى واقدى ، ورق 231 ( صفحهء چاپى 1030 ) ؛ زرقانى ، 3 / 359 ؛ إمتاع الأسماع بخش غير چاپى ( خطّى كوپرولو ) ص 1009 ، 1040 ؛ إمتاع الأسماع ، مقريزى ، 1 / 468 ؛ الأموال ، ابن زنجويه ( خطّى ورق 69 / ب ، 70 / الف ؛ دلائل النّبوّة ؛ بيهقى ( خطّى كوپرولو ) ج 1 ، ورق 23 / ب ؛ إرشاد ، قسطلانى 3 / 68 - 69 ؛ الحلبىّ 3 / 160 . مقابله كنيد : ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 37 ( ش 75 ب ) ؛ كنز العمّال ، 5 / ش 5697 ؛ تاريخ يعقوبى 2 / 70 ؛ بحن 5 / 425 ؛ بخارى 24 / 54 ، 51 / 28 ، 58 / 2 وى در حواشى سهگانه گفته است : « پادشاه أيله استرى سپيد به پيامبر ( ص ) اهدا كرد و پيامبر نيز جامهاى يمنى به وى پوشانيد و براى ايشان ، فرمانى بر شهر بندرى آنان نوشت » ؛ مسلم 43 / 11 - 12 ؛ مطالب ابن حجرش 2631 . مقابله كنيد : النّهايه ، ابن اثير « بحر » ، گفت : و از همان است حديث : كتب لهم ببحرهم ( 1 ) . بنگريد : كايتانى ، 9 / 38 ( تعليقهء نخست ) ؛ اشپربر ص 41 ؛ اشپرنگر 3 / 422 - 423 . براى نوشتهء ابن العلماء ، بنگريد حواشى سطر 2 . متن كامل آن ، روايت نشده است ، جز آنكه ابن حجر روايت كرده است : « وى به پيامبر نامه نوشت و در پايان نامه به وى درود نفرستاد ؛ التّنبيه و الإشراف ، مسعودى ص 272 « او با پيامبر بر اين صلح كرد كه هر يك از مردم بالغ أيله ، در سال يك دينار بپردازد » . ( 2 ) به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر اين ، امان نامهاى است از سوى خدا و محمد پيامبر فرستادهء او ، براى يوحنّا بن رؤبه و مردم أيله : كشتيها و كاروانهايشان در خشكى و دريا ، و كسانى از مردم شام و يمن و دريا كه با ايشاناند ، در پناه خدا و محمّد پيامبر هستند . هر كس از ايشان ، كسى را بكشد ، دارايى وى نمىتواند او را از كيفر بازدارد ؛ و هر كس از مردم كه او را به كيفر رساند ، رواست . بىشك ، سزاوار نيست كه آنان را از رفتن به آبشخور و يا راهى كه براى انجام دادن كارهاى خويش ، از آن سود مىجويند - چه در خشكى و چه در دريا - بازدارند . اين نوشته را جهيم ( 2 ) بن صلت و شرحبيل بن حسنه ، به دستور پيامبر خدا نوشتند . 1 . النهاية ، 1 / 100 ؛ « بحر » : شهر و سرزمين . ابن اثير مىگويد : مردم عرب ، شهرها و روستاها را « بحار » مىنامند ( النّهاية / همان ) . 2 . ابو عبيد مىگويد : جهيم ، نام نويسندهء اين فرمان است ( الأموال ، ص 288 ش 513 ) . - م .