محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

116

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

آنجا در كمين قريش بمان و خبرهايى از ايشان را براى ما به دست آر » ( 3 ) . 1 . و هشت گروه از مهاجران را نيز همراه وى گسيل داشت ( ابن هشام ، 2 / 252 ) . - م . 2 . چون عبد اللّه دو روز راه پيمود ، نامه را گشود ( ابن هشام ، 2 / 252 ) . - م . 3 . واقدى و مقريزى آورده‌اند : پيامبر ( ص ) گفت : راه نجد را به سوى چاههاى آب در پيش گير . گفت : وى پيش رفت تا به چاه بنى ضميره رسيد و نامه را گشود . در نامه نوشته شده بود : « با نام خدا و بركات او پيش برو تا به بطن نخله رسى ؛ هيچ يك از همراهان خود را ، به همراهى خود وادار مساز . با كسانى كه تو را همراهى كنند ، در پى فرمان من تا به بطن نخله برو و در آنجا در كمين كاروان قريش بمان . » - بار كاروان ، شراب ، پوست دبّاغى شده و مويز بود كه از طائف مىآوردند . عبارت مقريزى نيز همانند واقدى است ، جز آنكه در پايان آن آمده است : « با نام و بركات خدا ، در نخله در كمين باش » . ( 1 ) ( 3 / الف ) عبّاس ، پيامبر ( ص ) را از حملهء أحد آگاه مىسازد . أنساب الأشراف ، بلاذرى ، 1 / 313 ؛ تاريخ يعقوبى ، 2 / 47 ؛ ابن سعد ، 1 / 2 ص 25 ؛ إمتاع الأسماع ، مقريزى ، 1 / 114 . أحد . . . پس عبّاس بن عبد المطلب ، نامهء زير را به رسول خدا نوشت و او را از آهنگ قريش آگاه ساخت و گفت : « آنگاه كه نامهء من به دست تو رسد ، كارى را كه مىكردى به انجام رسان و دست به كار تدارك نيرو و جنگ‌افزار شو » . وى نامه را همراه مردى از قبيلهء غفار كه به مزدورى گرفته بود ، فرستاد - ( در روايت يعقوبى ، مردى از جهينه ياد شده است ) - . پيامبر خدا ( ص ) در قباء بود كه آن پيك غفارى رسيد و نامهء عبّاس را به وى داد . أبيّ بن كعب ، نامه را براى پيامبر خواند ؛ و پيامبر از وى خواست كه مضمون نامه را پوشيده دارد .