ابن نما الحلي ( مترجم : على كرمى )

98

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي )

( 1 ) انى قتلت حسينا و اللَّه ما أطن أن أحدا يلقى اللَّه بدمه إلّا و هو خفيف الميزان . » « 1 » [ هان اى مروان ! براستى مىدانى چه مىگويى ؟ مىفهمى چه پيشنهاد خفت‌آور و بيدادگرانه‌اى مىكنى ؟ مىدانى چه بر زبان مىآورى ؟ به من اشاره مىكنى كه دست به گناهى بزنم كه دين و ايمانم از دست برود و ننگ ابدى را براى خود فراهم سازم ؟ نه چنين نخواهد شد ! به خداى سوگند اگر پاداش كشتن حسين عليه السّلام ، فرمانروايى بر گيتى باشد و اگر حكومت بر هر آنچه خورشيد در آن طلوع و غروب مىكند ، به من داده شود ، من دست به اين جنايت وحشتناك نخواهم زد ! آخر ، من به چه دليل و كدامين منطق خود را بر اين گناه سهمگين آماده سازم ؟ چگونه خون مقدّس او را بر زمين ريزم ؟ به اين دليل كه با « يزيد » بيعت نمىكند و ولايت دروغين و حكومت استبدادى و انحصارى و موروثى و خود ساخته امويان را ظالمانه و بدعت در اسلام مىداند ؟ آيا جهان ديگرى در كار نيست ؟ آيا حساب و كتاب و پاداش و كيفر و بهشت و دوزخى در پيشاروى ما نيست ؟ و آيا هر چه هست ، همين چند روزهء دنياست ؟ نه ! نه ! به باور ما آنجا حساب و ميزانى است و پاداش و كيفر در كار است . و كشندهء پسر پيامبر و سالار جوانان و جوانمردان بهشت هماره در آتش شعله‌ور دوزخ خواهد بود و خواهد سوخت و نجات و رهايى برايش نخواهد بود . از اين رو من به چنين فاجعهء سهمگين و گناه زشت و ظالمانه‌اى دست نخواهم زد ، نه ! هرگز چنين نخواهم كرد ! و بدينسان مىنگريم كه « وليد » عموزادهء « يزيد » و نمايندهء حكومت خودكامه او در مدينه ، ايمان به روز رستاخيز و پاداش و كيفر و بهشت و دوزخ از خود نشان مىدهد و نجات و رستگارى سراى آخرت را بر زر و زيور و زور و قدرت برمىگزيند و خود را با منطق پوشالى مأمور معذور است ، نمىفريبد و دنباله روى و يا تعصّب گروهى و نژادى و حزبى و خطى و باندى را - كه سوگمندانه قربانيان بسيار و

--> ( 1 ) - بحار ، ج 44 ، ص 325 ؛ ارشاد مفيد ، ص 222 ؛ لهوف ، ص 11 .