ابن نما الحلي ( مترجم : على كرمى )

96

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي )

خدا پسندانه و بشر دوستانه و و الا با عنصر خودكامه و خشونت كيش و حق كشى چون « يزيد » بيعت نخواهد كرد ؛ امّا توصيهء خيرخواهانه‌ام اين است كه ما بر كار خويش مىنگريم و باز هم مىانديشيم و شتاب نمىورزيم و شما نيز در كار خود و راه انحرافى و ظالمانه‌اى كه در پيش گرفته‌ايد نيك بينديشيد و شتاب مورزيد تا برايتان روشن شود كه كدامين از ما دو تيره و تبار ، بر بيعت و خلافت و زمامدارى جامعه و هدايت آنان زيبنده‌تر و شايسته‌تريم ؟ پايان آن نشست ( 1 ) « وليد » با برخورد شجاعانه و آزادمنشانهء حسين عليه السّلام به خود آمد و گفت : اى ابا عبد اللَّه ! اينك شما با نام خدا و يارى او برويد و از سخنان « مروان » هم - كه نظر خود اوست و نه من - با كرامت و بزرگوارى بگذريد و به خواست خدا فردا به اينجا بازآييد تا در اين مورد بينديشيم و تصميم بگيريم ! و بدينسان سالار شايستگان ، و از پى او نيز ديگر چهره‌هايى كه از بيعت يزيد سر باز زده بودند ، از استاندارى « مدينه » بيرون آمدند و نقشهء شوم « مروان » نقش بر آب گرديد و تير كينه و ددمنشى و بدخواهىاش به سنگ خورد . پس از بيرون آمدن آنان از كاخ استاندارى ، « مروان » رو به « وليد » كرد كه : سوگند به خداى كه اگر اين گروه از تو جدا شوند و از اينجا بروند ، ديگر توان دست‌يابى به آنان را نخواهى داشت جز اين كه انبوهى از كشته‌ها بر جاى گذارند ! و آنان از نزد « وليد » بيرون آمدند و جز حضرت حسين عليه السّلام هر كدام سوار بر مركب‌هاى رهوار خود شدند و از راه و بيراهه ، خود را به « مكّه » و كنار كهن‌ترين معبد توحيد و خانهء امن خدا رساندند و تنها حسين عليه السّلام در مدينه ماند و شجاعانه و در پرتو شهامت و شجاعت و منطق نيرومند و آزادگى و سرفرازى خويش ، از بيعت با « يزيد » سر باز زد و شهامتمندانه او را همان گونه كه تبهكار و بدانديش و شرابخوار و كشندهء بىگناهان و خودكامه‌اى آلوده بود ، معرّفى نمود و دست بيعت به سوى نمايندهء او نگشود و خلافت اموى را ، دور از اسلام و بيگانهء با عدالت و آزادگى و در جهت محو سيره و سنّت عادلانه و انسانى پيشواى گرانقدر توحيد ، پيامبر گرامى و پايمال‌كنندهء حقوق و آزادى و امنيّت و كرامت مردم معرّفى كرد و سخن حق را در