ابن نما الحلي ( مترجم : على كرمى )
91
مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي )
بيعت خواهى زورمدارانه براى « يزيد » مرگ بنيانگذار رژيم اموى ( 1 ) دجّال خودكامه اموى ، « معاويه » ، در ماه رجب ، به سال شصتم از هجرت به هلاكت رسيد و فرزند پليدش ، « يزيد » ، با شرايط هراس انگيز و سياهى كه نظام اموى فراهم آورده بود به جاى او نشست . مردم « مدينه » نيز با زور عريان و نيمه عريان ، بناگزير با بيعت با كارگزار و نمايندهء او در آن شهر - كه آن روزها « وليد بن عتبه » بود - با يزيد به عنوان زمامدار و رهبر امّت اسلام بيعت كردند و به ظاهر راه براى ادامهء حاكميّت استبدادى رژيم اموى هموار گشت . گفتنى است كه خبر هلاكت « معاويه » را بردهء او - كه نامش « ابن ابى زريق » بود - براى « وليد » و مردم « مدينه » آورد . آن نامهء شوم ( 2 ) « يزيد » در آغاز كار ، نامهاى به « وليد » ، استاندار و نمايندهء رژيم اموى در مدينه نوشت و به او دستور داد كه از مردم مدينه و به ويژه از سالار شايستگان ، حضرت حسين عليه السّلام - كه مورد توجه مردم ، به ويژه آگاهان ، انديشمندان ، آزاديخواهان ، ستمستيزان ، اصلاح طلبان و عناصر نوانديش و خوش فهم جامعه است - براى او بيعت بگيرد و آنان را وادار سازد كه در برابر ديدگان مردم با او به عنوان پيشوا و رهبر امّت اسلام دست بيعت دهند . او در آن نامهء شوم با گستاخى و خيره سرى بسيار نوشت كه : اگر حسين از بيعت با