ابن نما الحلي ( مترجم : على كرمى )

86

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي )

تسرّ برؤيته ؟ » پيامبر در پاسخ آنان فرمود : ( 1 ) « و الّذى بعثنى بالنّبوة و اصطفانى على جميع البريه ، ما على وجه الأرض نسمة أحب الى منهم ، و انما بكيت لما يحل بهم من بعدى ، و ذكرت ما يصنع بهذا ولدى الحسين . . . » « 1 » به آن خداى توانايى كه مرا فرمان بعثت داد و بر كران تا كران هستى و همهء موجودات برگزيد ، سوگند ! كه نزد من هيچ كس و هيچ پديده‌اى در روى زمين از اين چهار تن محبوب‌تر و پسنديده‌تر نيست ، امّا گريه‌ام بدان جهت بود كه به ياد رفتار زشت و ظالمانه‌اى افتادم كه پس از رحلت من ، بيدادگران امّت در حق اينان روا مىدارند و فرزند گرانمايه‌ام حسين عليه السّلام را به جرم عدالت خواهى و مبارزه با ستم و حق‌كشى و به گناه دعوت به آزادى و آزاد انديشى و مبارزه با پايمال شدن حقوق بشر به شهادت مىرسانند ! ! گويى هم اينك به همراه او هستم و مىنگرم كه اين نور ديده‌ام به حرم و آرامگاه من پناه مىآورد ، امّا باز هم به او پناه داده نمىشود و حقوق و آزادى و امنيّت او از بيداد تبهكاران در امان نمىماند و كسى نيز فرياد دادخواهى و يارىطلبىاش ، بر ضدّ ستم و استبداد را پاسخ مثبت نمىدهد و به يارى او برنمىخيزد . آرى ، به ياد اين بيدادها افتادم كه اشك و گريه امانم نداد ! آن گاه افزود : آرى ، گويى مىنگرم كه از كنار آرامگاه من بناگزير كوچ مىكند و به سوى سرزمينى كه فرودگاه و شهادتگاه اوست مىشتابد و تنها گروهى از مردم با ايمان و حق طلب و آزاديخواه به يارى او برمىخيزند و به همراه او به شهادت مىرسند و اينان هستند كه در روز رستاخيز سرور و سالار شهيدان راستين امّت من خواهند بود . گويى او را مىنگرم كه هدف تير تجاوزكاران تيره بخت قرار مىگيرد و پس از اصابت تيرها و نيزه‌ها و شمشيرهاى بسيار بر پيكرش ، از مركب خويش بر آن ريگ‌هاى تفتيدهء نينوا فرو مىافتد ، و آن گاه مظلومانه و قهرمانانه به دست سياهكارترين و تاريك‌انديش‌ترين آفريدهء خدا سر بريده مىشود .

--> ( 1 ) - بحار ، ج 28 ، ص 37 ؛ امالى صدوق ، ص 99 ؛ بحار ، ج 44 ، ص 148 ؛ بشارة المصطفى ، ص 197 .