ابن نما الحلي ( مترجم : على كرمى )

62

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي )

افتخارى جاودانه و درس و دانشگاهى ماندگار از ارزش‌ها و قداست‌ها و ايثار و اخلاص‌ها آفريدند ، و براى هميشه پرچم عدالت و آزادى و جوانمردى و حق‌طلبى و پيكار با ستم و استبداد و خشونت و تاريك انديشى و دجّالگرى و تبهكارى و ابزار سلطه و فريب ساختن دين و دفتر را برافراشته داشتند . آنان براستى در پيكار حق‌طلبانهء خود ، اين گونه بودند كه در اين سروده‌ام به وصف كشيده شده‌اند : ( 1 ) لهم جسوم بحر الشّمس ذائبة * و أنفس جاورت جنّات باريها كان مفسدها بالقتل مصلحها * أو أنّ هادمها بالسيف بانيها آنان داراى پيكرهايى هستند كه با باران حرارت و خشم خورشيد گداخته و آبديده شده‌اند ، و جان‌هاى پاكى دارند كه در جوار رحمت حق و بهشت پرطراوت و زيباى آفريدگارند ! آن بيداد پيشه‌اى كه آنان را با جنگ و كشتار از ميان برمىدارد و به ظاهر زندگىشان را تباه مىكند ، تو گويى اصلاحگر آنان است . و آن كسى كه با شمشير تجاوز بر آنان تاخته و نابودشان ساخته ، گويى براستى حيات و زندگى نوين و دگرباره‌اى به آنان هديه كرده است . هان اى خردمندان ! ( 1 ) اينك شما اى آگاهان و دانايان روزگار ! و اى خردمندان و متفكّران قرون و اعصار ! و اى صاحبان انديشه و شناخت ! به پا خيزيد و بر آنان رايت غم و پرچم سوگ و اندوه بر پا سازيد ! به پا خيزيد ! و بر بزرگ مردان ايمان و برافرازندگان پرچم شرف و آزادگى ناله سردهيد ! به پا خيزيد ! و در راه دوستى و مهر به فرزندان ارجمند زهراى بتول و بزرگداشت خاندان وحى و رسالت ، به پيامبر بزرگ خدا اقتدا كنيد ، چرا كه خدا در بزرگداشت آنان برترين پاداش‌ها و نيكوترين فرجام‌ها را بر آنان وعده فرموده است .