ابن نما الحلي ( مترجم : على كرمى )
48
مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي )
وجود در انديشه تأمين و تضمين حقوق مردماند ، امّا اينك آن موقعيّت معنوى و جايگاه علمى از شما گرفته شده است ؛ چرا كه از محور حق و عمل به آن پراكنده شديد و در بارهء سبك و سيرهء پيامبر - پس از آن همه دليلهاى روشن - به كشمكش پرداختيد . راستى اگر شما در برابر رنجها و شكنجهها شكيبايى مىورزيديد و در راه خدا سختىها و ناگوارىها را به جان مىخريديد ، آن گاه بود كه سر رشتهداران و كارگزاران امور به ناگزير براى دريافت قوانين و مقررات به سوى شما مىآمدند و شما مرجع فكرى و علمى و معنوى جامعه بوديد و كارها با نظارت شما جريان مىيافت ، امّا شما به استبدادگران اين فرصت را داديد كه موقعيّت رهبرى علمى و نظارت بر حسن جريان كارها را از شما گرفتند و با ندانم كارى خويش ، كار دين خدا را بر آنان سپرديد تا بر اساس پندارها و بافتههاى سست و زورمدارانه خويش عمل كنند و در راه هواهاى جاهطلبانه و ظالمانهء خود گام سپارند . دليل سيطرهء آنان بر شما و به كف گرفتن رهبرى جامعه ، اين است كه شما از فداكارى و جانبازى در راه حق مىگريزيد و عاشقانه به زندگى زودگذر اين جهان دل مىبنديد ؛ به همين جهت هم تودههاى محروم و ناتوان را به بند استبداد مىسپاريد تا با سركوب و فريب پارهاى را بردهء ذليل خويش سازند و پارهاى ديگر در غم آب و نان گرفتار گردند و استبدادگران زورمدارانه و بر اساس هواهاى دل خويش در ناز و نعمت غوطه خورند و با دنبالهروى از زشتكاران و هوسبازىهاى خويش رسوايىها به بار آورند و در برابر خداى توانا گستاخى ورزند . كار به جايى برسد كه در هر شهر و ديارى سخنور و سخنگويى از ستايشگران بارگاه ظلم ، بر فراز منبر رود و بر اين جايگاه مقدس گماشته شود و كران تا كران كشور و دين و دنياى مردم در سيطرهء آنان باشد و دست بيدادشان در همه جا براى هر فشار و جنايتى باز ؛ و مردم به ناگزير به گونهاى بردهء آنان گردند و تن به ذلّت سپارند كه هر دستى بر سرشان كوبيده شود ، قدرت دفاع از خود را نداشته باشند . فشار اختناق و استبداد به جايى برسد كه حاكمى خودكامه و كينهتوز و خشونت كيش بر آگاهان و ستم ناپذيران بتازد و ديگرى براى هواى دل خويش ، بينوايان و تودهء دربند را بكوبد و بر آنان سخت گيرد و سوّمى كه گمارندهء اينهاست و خود را فرمانروايى بىچون و چرا و نقد ناپذير و فراتر از قانون و پاسخگويى در