ابن نما الحلي ( مترجم : على كرمى )
45
مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي )
يا بزرگداشتى غلو آميز از چهرهاى نامدار - با آميزهاى از آيات و روايات - از سوى عالم است كه پايه و اساس بدعتى رسوا و شرك آلود و انحطاط آفرين را در جامعه و دنيايى مىريزد و آن گاه ، هم مايهء گمراهى و تباهى و عقب ماندگى خود او مىگردد و هم بسيارى ديگر ؛ و آن گاه براى برافكندن و زدودن آثار ويرانگر آن ، چه سرمايههايى بايد تباه گردد . « و انّ شرّ النّاس عند اللَّه امام جائر . . . . » و يا تبديل به جاده صاف كن استبداد شدن ، به صورت مدار و محور ظالمان در آمدن ، پل پيروزى آنان گرديدن ، نردبان ترقى آنان شدن ، سردار تراشيدن و امير پروردن ، سايهء خدا و نمايندهء او ساختن ، سوق دادن مردم ساده دل به بارگاه ستم ، گرايش و ركون و كرنش به بيداد نمودن ، تملّق و چاپلوسى و بت تراشيدن ، و خدشهدار ساختن چهرهء عالمان راستين و آزاديخواه و ستم ستيز و طرفدار حقوق و آزادى مردم و زير سؤال بردن آنان از سوى عالم دنيا دوست و دنيادار و شيفتهء جاه و مقام يا ابزار دربارها و دستگاهها و دفترها و مراكز قدرت است كه روح و جان دين را مىگيرد و مذهب را اسير و بازيچهء خودكامگان شرارت پيشهاى مىسازد كه با سوء استفاده از آن ، هواهاى دل خويش را مىجويند و بر شبستانى سرد و خاموش يا گورستانى ساكت و مطيع فخر مىفروشند و خدايى مىكنند . « فانّ هذا الّذين قد كان اسيرا في ايدى الاشرار ، يعمل فيه بالهوى و تطلب به الدّنيا . » « 1 » آرى اين گونه است كه حسين عليه السّلام در نهضت اصلاحگرانهاش بر آن است تا علم و عالم ، شعر ، و شاعر ، خطيب و خطابه ، واعظ و موعظه ، اندرز و اندرزگو ، محقق و پژوهشگر ، نويسنده و استاد ، روشنفكر مذهبى و عالم دينى ، امام جمعه و جماعت
--> ( 1 ) - نهج البلاغه ، نامه 53 .