ابن نما الحلي ( مترجم : على كرمى )
41
مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي )
اين قدرت شگرف و شكست ناپذير در مرحلهء نخست از ژرفاى جان و دل و گسترهء روح و قلب سرچشمه مىگيرد و پس از سر بر آوردن از رويشگاه و خاستگاه خويش ، به تدريج در كران تا كران انديشه و عقيده ، زبان و قلم ، دست و ديده ، گفتار و كردار و برنامهها و هدفهاى زندگى او تجلى مىيابد و آن گاه به او عظمت و شكوه و معنويت و شكست ناپذيرى مىبخشد . كسى كه به اين ويژگى انسانى و معنوى آراسته گرديد ، ديگر خود را فراتر از سر ذلّت فرود آوردن در برابر حق ناشناسان و خودكامگان مىنگرد ، فراتر از وقار متكبرانه ، فراتر از فروتنى ذليلانه ، فراتر از ستم پذيرى و قبول خفّت ، فراتر از برده منشى و دنباله روى كوركورانه ، فراتر از بافتن و شنيدن چاپلوسىها و تملقها و ستايشهاى چندش آور و القاب پوشالى و پرطمطراق ، فراتر از فرمانبرداريهاى چاكرمنشانه و اهانت آميز ، و فراتر از ضد ارزشهايى چون : ريا ، سمعه ، خود دوستى ، حب مدح ، عجب ، بدگمانى ، جدال ، تملق ، دنياطلبى ، حرص ، حسد ، غرور ، تعصب ، سخن چينى ، كينهتوزى ، فريب ، فخر فروشى ، تجمل ، دورويى ، جاهطلبى ، خشونت پيشگى و . . . مىخواهد . به مرحلهاى اوج مىگيرد كه نه در برابر زر و زور نفوذ مىپذيرد و نه در برابر دجالگرى و نيرنگ و فريب ؛ نه بيداد و ناروا و زورمدارى را تحمل مىكند و نه آن را به ديگران تحميل مىكند و مىخواهد و نه مىتواند نظارهگر اسارت مردمى در چنگال اين آفتهاى عزتكش و ذلتبار و خفتآور باشد و دم فرو بندد و با همهء توان و مايه نهادن از جان ، به آنان درس عزت نفس و كرامت روح و بزرگمنشى و آزادگى ندهد ؛ نه هرگز ! « 1 »
--> ( 1 ) - در نگرش انسانى اسلام ، اين خداست كه « عزيز » و شكست ناپذير و تواناست و هر آن كسى كه به آن سرچشمهء قدرت و عزت ، ايمان آورد ، نه بايد ذلت و ستم را بپذيرد و نه به ديگران تحميل كند و نه اجازه دارد تا راه اسارت و حقارت خويش را هموار سازد . امام صادق عليه السّلام در تفسير آيهء « وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ . . . » ، فرمود : « فالمؤمن يكون عزيزا و لا يكون ذليلا . . . المؤمن اعزّ من الجبل ، انّ الجبل يستفل منه بالمعاول ، و المؤمن لا يستفل من دينه شىء . » انسان باايمان عزتمند و آزاده است و ذلت پذير نخواهد بود . او از كوه سر به آسمان ساييده و استوار نيز پايدارتر و استوارتر است ؛ چرا كه كوه را مىتوان با ابزارى نظير كلنگ كند و سوراخ كرد امّا اراده و ايمان شكست ناپذير انسان آزادمنش و توحيدگرا و با ايمان را هرگز . نور الثقلين ، ج 5 ، ص 332 . و هشدار داد كه : « انّ اللَّه فوض الى المؤمن اموره كلّها و لم يفوض اليه ان يذل نفسه ، لانّ اللَّه يقول : وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ . » خدا انسان را بر سرنوشت خويش حاكم ساخته و كارهاى او را به خودش وانهاده است جز اينكه به او اجازه نداده است كه ذلت پذيرد و عزت و كرامت خويش را پايمال سازد ؛ چرا كه در قرآنش فرمود : عزت و شكست ناپذيرى از آن خدا و پيامبر و مردم با ايمان است . نور الثقلين ، ج 5 ، ص 333 .