ابن نما الحلي ( مترجم : على كرمى )
29
مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي )
« اللهمّ انّى احبّ الامر بالمعروف و انكر المنكر . » « 1 » بار خدايا من دعوت به قانونگرايى و قانونمدارى را دوست مىدارم و از زشتكارى و قانونشكنى بيزارى مىجويم و با همهء وجود قانونستيزان را هشدار مىدهم . و نيز سفير روشنفكر و شجاع آن حضرت در برابر تحريف و دجالگرى استبداد ، به ترسيم اين واقعيت سرنوشت ساز مىپردازد و مىفرمايد : « ما لهذا اتيت و لكنّكم اظهرتم المنكر ، و دفنتم المعروف ، و تأمّرتم على النّاس به غير رضى ، و حملتموهم على غير ما أمركم اللَّه به ، و عملتم فيهم باعمال كسرى و قيصر ، فاتيناهم لنأمر فيهم بالمعروف ، و ننهى عن المنكر ، و ندعوهم الى حكم الكتاب و السّنة و كنّا اهل ذلك . » « 2 » من از سوى حسين عليه السّلام نيامدهام تا در جامعه بذر پراكندگى و فتنه و تباهى بيفشانم ؛ نه ، هرگز ؛ بلكه واقعيت اين است كه شما استبداد و خودكامگى و حقكشى و قانون ستيزى را در جامعه آشكار ، و عدالت و رعايت حقوق و آزادى مردم و عمل به قانون را دفن نموده و با زور و فريب قدرت ملى و امكانات عمومى را قبضه كرده و در ميان امت پيامبر به نام دين او ، استبداد و خودكامگى شاهان ايران و روم را بر پا داشتهايد ! و ما آمدهايم تا در اين جامعهء استبداد زده مردم را به آزادى و شايسته سالارى و نجات دعوت كنيم و از تحمل ذلت و اسارت و خفت بازشان داريم . آرى ، اين است هدف بلند ما و اين ما هستيم كه شايستهء تحقق چنين هدف والايى هستيم . 4 - دگرگونى مطلوب و خداپسندانه اين هدف الهام بخش و مترقى به روشنى از روشنگرىهاى پيشواى آزادى دريافت مىگردد ، چرا كه آن انسان و الا در نامهها و سخنرانىها ، شعارها و سرودهها ، نيايشها و راز و نيازها ، ملاقاتها و ديدارهايش با مردم عادى و
--> ( 1 ) - مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 186 . ( 2 ) - ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 102 .