السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
84
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي )
النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً . ( 1 ) حال كه اين گونه است و از آنجا كه نمىتوان فضاى تهى را در برگرفت و بدان آرامش پيدا كرد و از آن خشنود شد ، پس مىبايست دلالت نزديكى بر اين امر غامض ، و عينيت بخشيدن و تجسم آن در شعور انسان موجود باشد تا آن را از حالت غيبى به واقعيت ايمانى و احساسى بدرآورد و به صورت شهود ايمانى درآيد . اگر چه در واقعيت و هستى خود نه با حس مادى تلاقى پيدا مىكند و نه بر او آشكار مىشود بلكه جدا و پنهان از او باقى مىماند . از اينجا ضرورت ارتباط اين غيب با عينيت واقعى آشكار مىشود تا بدين ترتيب تأثير بيشترى در آگاهى و شعور ، و رسوخ افزونترى در ايمان پيدا كند و واژههاى بيانگر غيب و الفاظى كه بدان اشاره دارد ، آن را از يك حالت غامض و مبهم صرف بيرون آورد تا آنچنان متمركز و محدود شود كه تجسّم حقيقى معناى غيب باشد كه انسان را براى پيوند دادن قلبش با آن آماده مىسازد و به اين ترتيب مسلمان مطابق ارادهء خداوند و بر اساس نقشهء الهى براى تحقّق اين مطلب ، به غيب ايمان داشته باشد . اينك مىتوانيم سخن على عليه السّلام را با همهء ژرفاى آن بفهميم كه فرمود : « لو كشف لى الغطاء ما ازددت يقينا » . « 1 » ( 2 ) هنگامى كه از على عليه السّلام پرسيدند چگونه خدايى را كه نديده مىپرستد ، پاسخ داد : « خدايى را كه نديدهام نمىپرستم ، خدا را چشمان سر به مشاهده نمىبيند بلكه دلها او را با حقايق ايمان ديده است » . « 2 » به همين سبب ، دلها به ياد خداوند آرام مىگيرد : أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ .
--> ( 1 ) بحار الانوار ، ج 40 ، ص 153 ؛ ج 46 ، ص 135 . ( 2 ) همان ، ج 4 ، صص 27 ، 32 ، 44 ، 52 ، 304 ؛ ج 10 ، ص 118 ؛ ج 36 ، ص 406 .