السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

61

مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي )

خبر ندارم و در دلم نيز نگذشته است . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من راست گفتم . تو هم راست گفتى . فاطمه عليها السّلام از اين سخن شاد شد و تبسّمى كرد كه دندانهايش ديده شد . بنابراين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خواسته به كسى كه اين خبر دروغ را به فاطمه عليها السّلام داد . بگويد كه فاطمه و پيغمبر را آزار داده است . ( 1 ) به هر حال بايد منظور از اين سخن ، معنايى هماهنگ با اين باشد كه اذيت فاطمه ، اذيت پيغمبر است و آن اينكه : مزاياى فاطمه ، مزاياى رسول خداست و كمالات او ، كمالات پيغمبر . بنابراين ، سخن گفتن از فاطمه عليها السّلام به عنوان پاره‌اى از هستى پيامبر و وجود انسانى و مكتبى او با تمام ويژگىها ، دقايق و خصوصيات تفصيلىاش به عنوان يك انسان الهى كامل بيانگر انسانيت و فطرت ، كمال و صفا ، و حق و صدق ، در پاك‌ترين و دقيق‌ترين و بلندترين معانى اين كلمات و واژه‌هاست . ( 2 ) روشن است كه فاطمه عليها السّلام هنگامى خشم مىگيرد كه انسانيت و ارزشها مورد تجاوز دشمنى قرار مىگيرد و هنگامى خشنود مىشود كه انسانيت و ارزشها گرامى داشته شود ، تكامل يابد و ريشه دواند . پس دشمنى با او از اين جهت كه يك شخص است او را خشم نمىآورد بلكه از اين جهت كه دشمنى با انسانيت و فضيلت است و اين است كه او در نتيجه خدا و رسول را به خشم مىآورد . در مقابل هر كارى كه مطابق فطرت انجام شود و اين وجود را مصونيت بخشد ، فاطمه و پيغمبر و خداوند را خشنود مىكند . بدين صورت شايستگى آن را دارد كه معيار و ترازويى براى سنجش باشد ، آنگاه كه خشنود مىشود و آنگاه كه خشم مىگيرد . ( 3 ) مىتوانيم اين معنا را با اشاره به يك شاهد قرآنى به فهم بهتر نزديك كنيم . خداوند مىفرمايد : مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ