السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
25
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي )
در رد و حكم به وضعى و جعلى بودن آن هيچ گونه اشكالى نمىبيند . ( 1 ) ما اين مطلب را ضمن دو فرضيه توضيح مىدهيم . از اين دو فرضيه موضع اشكال روشن مىشود : اولا : ممكن است ظاهر نص در يكى از امورى كه شئون عقل است و عقل در آن مجال عمل و بر آن اشراف دارد ، با عقل تناقض آشكار و صريح داشته باشد . در اين حالت بايد نص را به گونهاى تأويل كرد كه با عقل موافق باشد و با اصول و قواعد تعبير هماهنگ . اگر تأويل نص ممكن نباشد بايد آن را رد كرد . اين فرضيه از ديدگاه عالمان صحيح و پذيرفته شده است . ثانيا : عقل فرد از درك حكمت يا علت مسألهاى كه نص بيان مىكند ، عاجز باشد . چنان كه اگر نص بگويد : زن حائض بايد قضاى روزههايش را بگيرد امّا قضاى نمازهايش را نه . يا اينكه روايت بگويد : خداوند سبحان در آخر الزمان گروهى از اوليا و گروهى از اشقيا را به دنيا بازخواهدگردانيد تا اوليا كرامت و منزلت يابند و اشقيا در قبال گوشهاى از گناهان خود ، كيفر ببينند و دلهاى مؤمنان از آن خنك شود . ( 2 ) در چنين حالتى كه عقل فرد از تفسير آن حكم يا فهم اين حادثه ( رجعت ) كه روايت از آن خبر مىدهد ، عاجز است ، مىبينيم كه نص را رد مىكند يا در صدد تأويل آن برآيد و مىگويد : منظور رجعت دولت و نفوذ است . در حالى كه نه جاى آن رد است و نه جاى اين تأويل . زيرا قرار نيست كه عقل اين شخص علت و حكمت همه احكام الهى را درك نمايد . همچنان كه عقلى كه امروز بعضى از امور و اسرار را درك نمىكند ، ممكن است فردا درك نمايد . چه بسا عقل كسى الان نتواند بسيارى از مسائل را درك نمايد اما نسلهاى آينده در صدها سال بعد بتوانند آن را درك كنند . چنان كه در مورد بسيارى از اسرار زندگى و جهان هستى كه قرآن از آن سخن گفته و ما امروز بعضى از آنها را شناختهايم ، چنين است . حتى اگر ما نتوانيم