السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
154
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي )
حالى كه شيخ طوسى در تقرير اجماع و بيان تضافر روايات در اين باره ، سخنى از شكستن پهلو نگفت . پس چرا شكستن پهلو را در اين مورد وارد بحث كرده است ؟ ! ( 1 ) حال پس از اين ملاحظه مىگوييم : شيخ مفيد ، مظلوميت زهرا عليها السّلام و بسيارى از وقايعى كه بر او گذشت را در كتابهاى خود آورده است . در خصوص مناقشه گفتههاى اين شخص در اين باره مىگوييم : ( 2 ) 1 - ما مقصود وى را از اين عبارت نفهميديم كه در عطف به شكستن پهلوى زهرا عليها السّلام آورده : « و آنچه در اين باره گفته مىشود » . آيا منظور زدن زهرا عليها السّلام است ؟ يا سقط جنين او است ؟ يا آتش زدن خانهء او است . تا آنجا كه آتش به چوب در افتاده ؟ ! نمىدانيم منظورش كدام است . ( 3 ) 2 - عدم ذكر ماجراى زهرا عليها السّلام توسط مفيد - به فرض كه آن را بپذيريم - دليل بر انكار آن نيست . زيرا سكوت و عدم ذكر چيزى دليل بر انكار آن از اساس ، نمىباشد . بلكه بر عكس ، بيان كرديم اينكه شيخ طوسى شاگرد مفيد ، اجماع را تقرير مىكند و آن را از مسلّمات مىگيرد ، دلالت دارد كه استادش در رأس قائلان و مدافعان از اين اجماع بوده است . در غير اين صورت بيان اين مسأله با اين جزم ، و قاطعيت و وضوح تمام توسط شيخ طوسى درست نبود . چه يكى از استادانش كه احدى از موافقان و مخالفان در تبحّر وى در اين قضايا ترديد ندارد ، مخالف اجماع است و آن را از اساس انكار مىكند . امّا اگر اين استاد - شيخ مفيد - بيان كند كه افراد اندكى چنين اعتقادى دارند ، در اين صورت ادّعاى اجماع مشكلتر مىشود . زيرا در اين حالت ادعاى اجماع توسط شيخ طوسى ، يكى از مصاديق بارز دروغ و افتراى بر مشايخ و بزرگان مذهب خواهد بود و شيخ طوسى اجلّ از آن است كه چنين توهّمى در حقّ او روا باشد . ( 4 ) 3 - هنگامى كه مفيد مىخواهد شيعه را مخاطب خود سازد و برايشان كتابى