مير لوحى

53

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي )

فطرت و جودت طبع از ساير اقران ممتاز و مستثنى ، در تفتيش و تحقيق احاديث و اخبار كوشيده و زلال معانى و معرفت از چشمه سار « العلماء ورثة الانبياء » نوشيده ، در آن ايّام كه والد ماجدش در مشهد مقدّس رحل اقامت افكنده بود مؤمى اليه نزد پدر اين فقير حقير به قرائت تهذيب حديث اشتغال مىنمود وقتى با پدر گفتم كه : « لوحى » نامى طرفه نامى است ، آيا وجه اين تسميه چيست ؟ فرمود : كه جناب امير سيّد محمّد در وقت « 1 » مراجعت از كربلاى معلّا به اصفهان رسيده و يكى از بنات مردى را از متوطّنان آن بلده كه اشعار بسيار در مناقب ائمّهء اطهار عليهم السّلام انشاء كرده و « لوحى » تخلّص مىنموده ، به حبالهء نكاح در آورده و چون از آن مستوره ، حضرت حقّ تعالى اين پسر به مشار اليه عطا فرمود ، بنابر اشارهء آن صالحه ، فرزند خويش را به اين نام مسمّى گردانيده . بالجمله والد و ولد اكرم امجد چون به اصفهان رفتند ، ديگر از حال ايشان خبر نيافتم تا بعد از مدّت‌ها زيارت شاه كربلا رخت همّت بر مركب عزيمت بستم ، در منزلى از منازل با برادرى دينى و مؤمنى يقينى از اهل اصفهان كه بر صدق گفتار و حسن كردارش اعتماد تمام داشتم ، ملاقات اتّفاق افتاد و چون آثار ملال از ناحيهء حالش ظاهر ديدم ، از سبب آن پرسيدم ، گفت : باعث پريشانى ، آنكه سيّدى متّقى در ديار ما مستحضر ، احوال انبياء و اوصياء را به محاسن اعمال مىخواند و مردم را شناسا به حال ائمّهء هدى مىگرداند ، وقتى عوام را از

--> ( 1 ) . اصل : وقتى .