مير لوحى
100
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي )
شيخ بزرگوار اين امر را تعبير خواب خود دانسته و قبول مىفرمايد ، و ايشان را در پهلوى خودش مىنشاند و همين كه ساعتى مىشود ، بعضى از علماى نواصب داخل آن خانه مىشوند و با شيخ بزرگوار از در مباحثه درمىآيند تا سخن به اينجا مىرسد كه شيخ مىگويند كه : شما قائليد كه صلوات بر محمّد و آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرستادن جايز است ؟ مىگويند : بلى . شيخ مىفرمايد كه : پس به چه دليل از آن منع مىكنيد ؟ و اكتفا به ذكر آن حضرت نموده و نام آل آن حضرت را در صلوات نمىبريد ؟ ايشان در جواب مىگويند كه : به رغم رفضه ، چون رافضيان صلوات بر آل آن حضرت مىفرستند ما به رغم ايشان ترك مىكنيم . سيّد مرتضى در پهلوى شيخ به سخن درآمده ، مىفرمايد كه : « الروافض احياء » يعنى : رافضيان زندهاند ، يعنى : اگر شما به رغم آنها كار مىكنيد ، پس بميريد ، پس اهل مجلس مىخندند و آن چند نفر از علماى نواصب ذليل و خوار شدند و منفعل و شرمسار گرديده ، خاموش گشتند . . . » « 1 » در اين نقل فوق ، مىبينيد از يك سو مرحوم مير لوحى « قاطع اطوار مبتدعين و اعرف اهل زمان خود به آثار ائمّهء طاهرين - صلوات اللّه عليهم » ذكر شده است و از سوى ديگر در مجلس خود چگونه در ابطال مخالفين ولايت حضرت امير المؤمنين و ائمّهء طاهرين - صلوات اللّه عليهم - و بيان انحرافات آنها كوشا بوده است و از سوى ديگر مردم اصفهان به ضيافت او در مجلس خصوصى پذيراى سخنان ارشادى او از صميم دل بودهاند كه اين گوشهء نقل ، از آن حكايت مىكند .
--> ( 1 ) . « اصول العقائد » مير محمّد هادى سبزوارى فرزند مرحوم مير لوحى ، طبع اوّل / صفحهء 68 و 67 .