العلامة الحلي ( مترجم : حميدرضا آژير )
65
كشف اليقين ( فارسي )
خواهد بود كه در روز رستخيز مرا ديدار كند و به هنگام مرگ ، بيش از همهء مردم پيمان مرا خواهد داشت . ( 1 ) در كتاب مسند احمد « 1 » - به نقل از ابن عبّاس آمده است كه گفت : نخستين كسى كه پس از خديجه با پيامبر نماز گزارد ، على ( ع ) بود . ابو المؤيّد « 2 » - از سلمان روايت مىكند كه گفت : از پيامبر شنيدم كه مىفرمود : نخستين كسى كه در روز رستخيز بر سر حوض كوثر بر من وارد شود و نخستين كس از امّت من كه اسلام آورده است على بن ابى طالب است . ( 2 ) در كتاب مسند احمد بن حنبل « 3 » - به نقل از عمرو بن ميمون آمده است كه گفت : نزد ابن عبّاس نشسته بودم كه نه نفر نزد او آمدند و گفتند : اى ابن عبّاس ! يا با ما مىآيى يا اين مكان را از حضور دوستانت خلوت مىكنى . راوى مىگويد : ابن عبّاس گفت با شما مىآيم . راوى مىگويد : او در اين هنگام بينا بود و هنوز نابينا نگشته بود . راوى مىگويد : آنها رفتند در حالى كه سخن مىگفتند و ما نمىدانستيم پيرامون چه سخن مىگويند . راوى مىگويد : ابن عبّاس بازگشت در حالى كه جامهاش را مىتكاند و زير لب شكوه مىكرد [ مىگفت ] آنها در بارهء مردى به تكاپو افتادهاند كه پيامبر ( ص ) به او گفته است : مردى را برخواهم انگيخت كه خداوند هرگزش خوار نسازد ، خدا و رسول او را دوست دارد [ و خدا و رسولش نيز او را دوست دارند ] . « 4 » پس هر كس انتظار داشت آن شخص او
--> ( 1 ) مسند احمد بن حنبل / 373 . ( 2 ) مناقب خوارزمى / 17 . ( 3 ) مسند احمد بن حنبل 1 / 330 - 331 . ( 4 ) علّامه مجلسى در بحار الانوار 36 / 34 با اشاره به آيهء فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ ( مائده / 54 ) مىگويد : « دلالت اين آيه بر بالايى شأن و والايى منزلت على و توصيف او به عنوان دوستدار و محبوب خدا و مجاهد در راه او يقينا بر كسى پوشيده نيست ، آن گونه كه حضرت ( ع ) هرگز از نكوهش نكوهش گران نهراسيد و رحمتش فراگير مؤمنان و هيبتش پيوسته بر كافران بود و پىگفت همهء اينها اين سخن خداوند است كه : « ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ » ، تا بزرگداشتى باشد از اين ويژگىها و احترامى بر همهء آنها . پس چنين كسى چگونه مىتواند سزامند خلافت و امامت نباشد . چه كسى اين صفات را در بر دارد ؟ آيا كسى شايستهء امامت و خلافت است كه ضدّ اين ويژگىها را با خود دارد ؟ و اين چنين است كه در « كتاب الفتن » آن را توضيح دادهايم . نيز بنگريد به « خصائص » ابن بطريق / 191 - 192 . تفصيل سخن در بارهء اين آيه در كتاب « دلائل الصدق » 2 / 186 - 189 آمده است .