العلامة الحلي ( مترجم : حميدرضا آژير )
134
كشف اليقين ( فارسي )
مسلمانان نگذرى مگر آن كه خاك كفش تو را توتياى چشم كنند و به باقيماندهء آب پاكشويى تو شفا بجويند « 1 » ، و همين بس كه تو از منى و من از تو و تو از من ارث مىبرى و من از تو ، و تو براى من همچون هارونى براى موسى جز آن كه پيامبرى پس از من نيست . تو به جاى من دين مرا مىپردازى و در راه سنّت من مىستيزى و در روز رستاخيز نزديكترين مردم به من هستى و تو در فردا روز بر سر حوض كوثر جانشين منى كه در برابر منافقان از آن دفاع مىكنى ، و نخستين كسى خواهى بود كه بر سر حوض كوثر بر من وارد مىشود . تو اوّلين نفر از امّت من هستى كه به بهشت در مىآيد ، و پيروان تو بر منابرى از نور خالص و خوش منظر هستند كه همگى سيرابند . چهرههاى آنها در اطراف من سفيد و روشن است . من شفاعت آنها را خواهم كرد و فردا در بهشت همسايگان من خواهند بود و دشمنان تو فردا تشنگانى خواهند بود در غايت تشنگى و چهرههايى سياه و مكدّر خواهند داشت . جنگ با تو جنگ با من و صلح با تو صلح با من است [ و نهان تو
--> ( 1 ) علّامهء بياضى در « الصراط المستقيم » 2 / 61 - 62 مىگويد : « معقول است كه حضرت ( ع ) ، خبر از امور غيبى دهد و در جسم و جانش كراماتى ظهور كند كه امر بر ديگران مشتبه شود و بسيارى به سبب كوتاهى انديشه ، اختلاف يابند و نصيريه او را خدايى بپندارند كه مىدهد و مىستاند و گروهى نيز با او به دشمنى و ستيز برخيزند و نصوصى را كه در حقّ حضرتش ( ع ) رسيده است پنهان دارند و حضرت را دشنام دهند و جاى شگفتى نيست اگر كه بيشتر مخالفان امت به گمراهى روند كه در ميان ملّتهاى گذشته نيز ، سنّت چنين بوده است . ببينيم وضع بنى اسرائيل را هنگامى كه گفتند : اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ [ اعراف / 138 ] . ميانه روان ، حضرت ( ع ) را از قعر كاهندگان ارزش او بالا آوردند و از جايگاه خداى جهانيان به زير كشاندند و او را امامى دانستند در ميانهء خالق و مخلوق و به حق اليقين دست يافتند ، زيرا از بلنداى غلوّ مشابهت حضرت ( ع ) به خدا به زير آمدند و از مغاك مقايسه ، اوج گرفتند و در روز رستاخيز هم ندامتى به ايشان نرسد ، بلكه در ميان سرگين و خون ، شيرى خالص و گوارا براى خود پيش مىفرستند . همين اختلاف امّت در امامت على يا الوهيّت او و در خلافت ابو بكر يا رعيّت بودن او نشانگر ناسازگارى و ناهمسويى سترگى است كه هر گونه اشتباهى را از ميان مىزدايد و بر هر گونه مانندگى و سنجشى خط بطلان مىكشد » . نيز بنگريد به : سخن طبرسى در اعلام الورى / 189 و سخن مجلسى در بحار الانوار 36 / 179 .