العلامة الحلي ( مترجم : حميدرضا آژير )

117

كشف اليقين ( فارسي )

كه به شماره درآيد . « 1 » مبحث ششم : در بخشش و كرم : ( 1 ) اختلافى در اين نيست كه امير المؤمنين ( ع ) پس از پيامبر اكرم ، بخشنده‌ترين ، با كرم ترين و شريف‌ترين مردم است كه جان خود را با آرميدن در بستر پيامبر ( ص ) ايثار كرد . ( 2 ) ابن اثير مىگويد : « 2 » - اين آيهء كريمه : وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ « 3 » « 4 » در حق على ( ع ) نازل شده است . زيرا هنگامى كه پيامبر ( ص )

--> ( 1 ) مصنّف - رحمة اللَّه عليه - پاره‌اى از اين اخبار را در كتاب ديگر خود « نهج الحق و كشف الصّدق » آورده است . شيخ مظفّر در « دلائل الصّدق » 2 / 536 - 538 توضيحى دارد براى سخن مصنّف و پاسخى براى سخن روزبهان : « هدف ، بيان زهد امير المؤمنين ( ع ) نيست ، زيرا زهد ايشان آشكارتر از آن است كه بيان شود ، بلكه غرض اين است كه حضرت ايشان پرهيزگارترين مردم است كه كاشف از برترى ذاتى ايشان نسبت به ديگران و نزديكى بسيار حضرتش به خداوند تبارك و تعالى مىباشد . اگر جماعت به اين نكته اعتراف كردند كه چه بهتر و الّا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ . ستايش همروزگاران حضرت ( ع ) حقيقت ندارد ، زيرا آن‌ها بزرگترين فضيلت و جامع‌ترين امتياز را كه همان خلافت است بنا به نصّ پيامبر ( ص ) انكار كردند و از پذيرفتن عصمت حضرت ( ع ) و برترى ايشان نسبت به ديگران كه از آشكارترين ضروريات است روى برتافتند » . نيز بنگريد به : المعيار و الموازنة / 238 - 239 و 241 و كشف المراد / 412 و كشف الغمّه 1 / 176 - 177 . ( 2 ) اسد الغابة ، از ابن اثير با تفاوت در كلمات + تذكرة الخواص / 41 . ( 3 ) بقره / 207 . ( 4 ) ابن شهرآشوب در مناقب 2 / 58 مىگويد : چه بسيار است تفاوت ميان : وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ / و لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا [ توبه / 40 ؛ ] . پيامبر با او قلبش را تقويت مىكرد در حالى كه با على نبود و هيچ دردى هم به او نرسيده بود در حالى كه على را با سنگ مىزدند ولى او ( ابو بكر ) در غار پنهان بود و على در برابر ديدگان كفّار ، ظاهر . پيامبر على را براى بازگرداندن نهاده‌ها جانشين خويش قرار داد زيرا كه امين بود . پس چون حضرت ( ع ) ، نهاده‌ها را به صاحبانش رد كرد پيامبر بر بام كعبه رفت و با صدايى بلند ندا درداد : اى مردمان ! آيا صاحب امانتى هست ؟ آيا صاحب وصيّتى هست ؟ آيا كسى هست كه پيش از پيامبر ( ص ) ساز و برگى داشته است ؟ اين كه هيچ كس ادّعاى حقّى را از پيامبر ( ص ) نكرد خود دلالت بر خلافت ، امانتدارى و شجاعت على ( ع ) دارد » . اين خبر در بحار الانوار 38 / 289 از او نقل شده است . ابن بطريق در خصائص / 98 در ذيل اين آيه و اين سخن پروردگار : وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ مىگويد : « بدان كه اين فصل دو اصل را گرد آورده كه موجب ولاء امّت پس از پيامبر ( ص ) به اين دو اصل يعنى وصيّت و خلافت شده است . به شخص وصىّ ، بر اساس عقل و شرع به مقام وصيّت‌كننده شايسته‌تر است و خليفه و جانشين عقلا و شرعا به مقام برگزينندهء جانشين حقّانيت بيش‌ترى دارد » . ابن شهرآشوب در مناقب چنان كه در بحار 39 / 85 از او نقل شده مىگويد : « پيامبر ( ص ) على ( ع ) را در شبى كه در بستر پيمبر خفت و نيز به روز تبوك ، براى حفظ اوليا و ترساندن دشمنان به جانشينى خود برگزيد و جملهء « تو به من همچون هارونى به موسى » دلالت بر امامت حضرت ( ع ) دارد . پيامبر در روز او را به مقام خود برگماشت و در شب در خوابگاه خود بخواباند و در برادرى و مسألهء مباهله و غدير و جز آن با جملاتى همچون « هر كه من مولا و سرور اويم ، على مولا و سرور اوست » مقدّمش بداشت . شيخ مفيد در « الفصول المختاره » چنان كه در بحار 36 / 48 - 49 از او نقل شده است در بيان تشابه ميان سختى امير المؤمنين و سختى اسماعيل - عليهما السّلام - مىگويد : « از آن جا كه سختى امير المؤمنين ( ع ) در پرتو آن چه كشف كرده‌ايم بيش‌تر از سختىهايى بوده كه اسماعيل تحمّل كرده است لذا ثابت مىشود كه فضيلت امير المؤمنين ( ع ) بر همهء فضايل صحابه و اهل بيت ( ع ) فزونى دارد و ديگر باطل است سخن سنّىها يا معتزليانى كه مىخواهند ميان على ( ع ) و ابو بكر سنجه برقرار كنند ، زيرا حضرت ( ع ) به فضيلتى دست يافته است كه بر فضل همهء انبياء ( ع ) زيادت دارد » . مجلسى - رحمه اللَّه - در بحار 36 / 45 مىگويد : « سپس او در پرتو اين نكته به امامت على ( ع ) استدلال مىجويد ، زيرا اين خوى پسنديده فضيلتى است بس سترگ كه هيچ فضيلتى همسنگ آن نيست ، زيرا ايثار جان در راه رضاى خدا بالاترين درجات كمال است و خداوند ذبيح خود را كه با دست خليلش ( ع ) به دامن مرگ سپرده شد ستوده است و اين على است كه خود را در اختيار صد شمشير از شمشير دشمنان مىنهد و مرگ را در آغوش مىگيرد و چنين فضيلتى براى ديگر صحابه ، حاصل نيست ، پس او براى امامت شايسته‌تر است ، زيرا مقدّم داشتن مفضول عقلا قبيح است . نيز دلالت بر آن دارد اين سخن جبرئيل : « كيست همانند تو ؟ » اين سخن گواه آن است كه يافت همچو اويى در جهان يا دست كم در ميان اصحاب پيامبر ( ص ) ، نشدنى است . پس اينك كه فضيلت حضرت ( ع ) بر ايشان ثابت شد امامت او نيز بنا بر آن چه بيان شده است ثابت مىشود » . شيخ مظفّر در دلائل الصّدق 2 / 127 ( پس از بحث پيرامون نزول آيه ) مىگويد : « دلالت اين آيه بر امامت امير المؤمنين ( ع ) از آن روست كه نزول آن كاشف افضليت و برترى حضرت ( ع ) است در معرفت و اخلاص ، زيرا بسيارى از مسلمانان ديگر جان خود را در جهاد و حفظ پيامبر ( ص ) و نشر دعوت الهى ايثار كردند ولى به آن چه امير المؤمنين ( ع ) دست يافت دست نيافتند ؛ امير المؤمنينى كه خداوند شهادت مىدهد جان خود را در راه رضاى الهى بفروخت تا جايى كه سروران فرشتگان خدا بدان مىبالند و حضرتش ( ع ) را برادر سرور انبيا ( ص ) مىخوانند و جبرئيل جمله : « كيست همچون تو ؟ » را بر زبان مىآورد كه همهء اين‌ها گواه آن است كه همسنگى براى او يافت نشود و شخص افضل ، همان امام است » . نيز بنگريد به : اعلام الورى / 191 و الطرائف / 33 و العمدة / 240 - 242 و دلائل الصدق 2 / 538 - 539 .