العلامة الحلي ( مترجم : حميدرضا آژير )
101
كشف اليقين ( فارسي )
مسلمان معتمد آيهء تحريم را بر آنها خوانده باشند يا آن را به اطّلاع رسول اللَّه ( ص ) رسانده باشند ؟ اگر دو مرد از ميان آنها گواهى دادند بر او حدّ جارى كن و اگر كسى بدان گواهى نداد به توبهاش وادار و راه بر او بگشاى . ابو بكر چنين كرد و هيچ يك از مهاجران و انصار گواهى نداد كه آيهء تحريم [ شراب ] را بر او خوانده است يا اين مطلب را به آگاهى رسول اللَّه ( ص ) رسانده است ، پس ابو بكر او را به توبه واداشت و راه بر او گشود . ( 1 ) از آن جمله است كه : از ابو بكر در بارهء آيهء وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا پرسش كردند و از مفهوم كلمهء « أبّ » از او پرسيدند . او گفت : كدام آسمان بر من سايه افكند و كدام زمين مرا بر خود حمل كند اگر چيزى را در كتاب خدا بگويم كه از آن آگاهى ندارم . مفهوم فاكهه را مىدانيم ، امّا در مفهوم كلمهء « أبّ » خدا آگاهتر است . اين سخن به امير المؤمنين ( ع ) رسيد . حضرت فرمود : سبحان اللَّه ! آيا نمىداند كه « أبّ » همان علف و چراگاه است و خداوند آن را بيان كرده تا نعمتهايى را كه به بندگانش داده به ايشان بشناساند ؛ نعمتهايى كه خود را با آن احيا مىكنند و وجودشان وابسته بدان است . « 1 » - ( 2 ) از آن جمله است كه : از ابو بكر پيرامون مفهوم « كلاله » پرسش شد . ابو بكر گفت : من در اين باره رأى خودم را خواهم گفت ، اگر به صواب رفتم كه از خداست و اگر خطا كردم از شيطان . خبر به امير المؤمنين ( ع ) رسيد و فرمود : چه چيز او را در اين جا از نظر شخصى بىنياز كرده است . آيا نمىداند كه « كلاله » همان برادران و خواهران هستند از يك پدر و مادر يا تنها از پدر و يا تنها « 2 » - از مادر « 3 » ؟
--> ( 1 ) اين خبر در « قضاء امير المؤمنين » / 115 به نقل از ارشاد مفيد / 107 روايت شده است . ( 2 ) اين خبر را در « قضاء امير المؤمنين » / 115 به نقل از ارشاد مفيد روايت كرده است . ( 3 ) شيخ طوسى در تلخيص الشافى 3 / 187 مىگويد : « از خدشههايى كه به دو وارد شده است اين است كه گفتهاند : او [ ابو بكر ] از احكام شريعت آگاهى زيادى نداشت تا جايى كه نمىدانست شيوهء زبان كدام است و در احكام ، نظر شخصى مىداد و دليل گواه بطلان آن است ، [ تلخيص الشافى 1 / 114 - 118 ] . « همهء اينها گواه آن است كه او شايستگى امامتى را ندارد كه - چنان كه گفتيم - آگاهى از همهء احكام شرع از شرايط آن است » ، [ تلخيص الشافى 1 / 243 ] . آن چه از اشاره به اعتراف او نقل شد فراوان است ، همچون اين سخن كه : از او در بارهء « كلاله » پرسيدند - : « در بارهء آن نظر شخصى خودم را مىگويم . . . » [ تلخيص الشافى 2 / 9 ] . نيز بنگريد به : خلاصه عبقات الانوار 3 / 189 - 190 .