سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
567
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
عيادت ابو بكر و عمر از حضرت زهرا عليها السّلام ( 1 ) على عليه السّلام نمازهاى پنجگانه را در مسجد بجا مىآورد . هر بار كه نماز مىخواند ابو بكر و عمر به او مىگفتند : « دختر پيامبر چطور است » ؟ ! تا آنجا كه بيمارى حضرت شدّت يافت . باز هم از حال حضرت سؤال كردند و گفتند : « بين ما و او مسائلى واقع شد كه خود بهتر مىدانى ، اگر صلاح بدانى از او براى ما اجازه بگير تا از گناهمان نزد او عذرخواهى كنيم » ؟ حضرت فرمود : اين با شماست . آن دو برخاستند و كنار در خانه نشستند . على عليه السّلام نزد فاطمه عليها السّلام آمد و فرمود : « اى زن آزاد « 18 » ، فلانى و فلانى پشت در هستند و مىخواهند بر تو سلام كنند ، چه صلاح مىدانى » ؟ حضرت زهرا عليها السّلام عرض كرد : خانه خانهء تو و زن آزاد هم همسر توست ، هر چه مىخواهى انجام بده . فرمود : « پوشش سرت را محكم كن » . آن حضرت هم سر خود را پوشانيد و رويش را به طرف ديوار گردانيد . نفرين حضرت زهرا عليها السّلام بر ابو بكر و عمر ( 2 ) ابو بكر و عمر وارد شدند و سلام كردند و گفتند : از ما راضى باش ، خدا از تو راضى باشد . حضرت زهرا عليها السّلام فرمود : چه چيزى شما را به اين كار وادار كرده است ؟ گفتند : ما به بدى خود اعتراف مىكنيم و اميدواريم ما را ببخشى و كينهء ما را از دل بيرون آورى . فرمود : اگر راست مىگوئيد ، در بارهء آنچه از شما سؤال مىكنم به من خبر دهيد ، چرا كه من چيزى از شما سؤال نمىكنم مگر آنكه مىدانم شما آن را مىدانيد . اگر راست بگوئيد مىدانم كه شما در آمدنتان راست مىگوئيد . گفتند : هر چه مىخواهى سؤال كن . فرمود : شما را به خدا قسم مىدهم ، آيا از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيديد كه مىفرمود : « فاطمه پارهء تن من است ، هر كس او را اذيّت كند مرا اذيّت كرده است » ؟ گفتند : آرى . حضرت دستها را بسوى آسمان بلند كرد و فرمود : « خدايا اين دو مرا اذيت كردند . من شكايت اين دو را
--> ( 18 ) كلمهء « آزاد » براى سخن بعد است كه « چه صلاح مىدانى » ، يعنى اختيار با توست و من به تو تحميل نمىكنم .