سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
564
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
مىزدم . آيا بر جانشين پيامبر خدا حمله مىكنيد « 12 » ؟ ! بشارت باد شما را بر بلا و از آسايش نااميد باشيد . دفاع ابو ذر و مقداد و عمار از امير المؤمنين عليه السّلام ( 1 ) سپس ابو ذر و مقداد و عمار به پا خاستند و به على عليه السّلام عرض كردند : « چه دستور مىدهى ؟ به خدا قسم اگر امر كنى آنقدر شمشير مىزنيم تا كشته شويم » . حضرت فرمود : « خدا شما را رحمت كند ، دست نگهداريد و پيمان پيامبر و آنچه شما را بدان وصيّت كرده به ياد بياوريد » . آنان هم دست نگه داشتند . تهديد دوم به قتل براى بيعت اجبارى ( 2 ) در حالى كه ابو بكر بر منبر نشسته بود عمر به او گفت : چطور بالاى منبر نشستهاى در حالى كه اين ( مرد ) نشسته و با تو روى جنگ دارد و بر نمىخيزد در بين ما با تو بيعت كند ؟ آيا دستور نمىدهى گردنش زده شود « 13 » ؟ ! اين در حالى بود كه امام حسن و امام حسين عليهما السّلام بالاى سر امير المؤمنين عليه السّلام ايستاده بودند . وقتى سخن عمر را شنيدند گريه كردند و صداى خود را بلند كردند كه : « يا جدّاه ، يا رسول اللَّه » . امير المؤمنين عليه السّلام آن دو را به سينه چسبانيد و فرمود : گريه نكنيد ، به خدا قسم بر كشتن پدرتان قادر نيستند . اين دو كمتر و ذليلتر و كوچكتر از آن هستند . دفاع امّ ايمن و ام سلمه از امير المؤمنين عليه السّلام ( 3 ) ام ايمن نوبيّه - كه در كودكى پرستار پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بوده - و نيز امّ سلمه پيش آمدند و گفتند : « اى عتيق « 14 » ، چه زود حسد خود را نسبت به آل محمّد عليهم السّلام آشكار ساختيد » .
--> ( 12 ) « ب » و « د » : شمشيرم را بر دوشم مىگذارم و با آن قومى را كه بر جانشين پيامبر و خليفهء او در امّتش و پدر فرزندانش ادعاى اميرى كنند مىزدم . ( 13 ) « الف » خ ل : گردنش را بزنيم ؟ ! ( 14 ) « عتيق » لقب ابو بكر است .