سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
529
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
نمودند و تابع او شدند . او هم با آنان و تابعين خود از بنى اسرائيل به راه افتاد تا آنان را از دريا گذرانيد و عجائب را به آنان نشان داد . و اين در حالى بود كه او را قبول داشتند و تورات را تصديق مىكردند و به دين او اقرار داشتند . حضرت موسى عليه السّلام آنان را از كنار قومى كه بتان خود را مىپرستيدند عبور داد « 35 » . گفتند : « اى موسى ، براى ما هم خدايى قرار بده همانطور كه آنان خدايانى دارند » « 36 » . سپس گوساله را اتخاذ كردند و همگى - بجز هارون و اهل بيتش « 37 » - ملازم آن شدند و سامرى به آنان گفت : « اين خداى شما و خداى موسى است » . و سپس حضرت موسى عليه السّلام به آنان گفت : « بر سرزمين مقدسى كه خداوند برايتان مقدّر كرده داخل شويد » . در جواب ، آنچه خداوند در كتابش نقل كرده گفتند : إِنَّ فِيها قَوْماً جَبَّارِينَ وَ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها حَتَّى يَخْرُجُوا مِنْها ، فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْها فَإِنَّا داخِلُونَ « 38 » ، « در آنجا قومى زورگو هستند و تا آنان از آنجا خارج نشوند ما هرگز داخل نمىشويم . اگر از آن خارج شدند ما داخل مىشويم » تا آنجا كه حضرت موسى عليه السّلام عرض كرد : « پروردگارا ، من جز خودم و برادرم را در اختيار ندارم . بين ما و قوم فاسقين جدائى بينداز » ، و سپس گفت : « پس بر قوم فاسقين تأسف مخور و ناراحت مباش » . اين امت هم همان مثال را بطور مساوى اجرا كردند « 39 » . اينان فضائل و سوابقى با
--> ( 35 ) « ج » : هنگامى كه از دريا عبور كردند از كنار بتهايى گذشتند كه پرستش مىشدند . ( 36 ) اشاره به آيهء 138 از سورهء اعراف . ( 37 ) « ج » : بجز هارون و دو پسرش . ( 38 ) سورهء مائده : آيهء 22 . ( 39 ) از اينجا تا دو صفحه بعد عبارات در نسخهء « ج » چنين است : تابع شدن اين امت به مردى ( ابو بكر ) كه او را اطاعت كردند و تابع او شدند ، در حالى كه خودشان با پيامبر صلى اللَّه عليه و آله سوابقى داشتند و به دين محمّد و قرآن اقرار داشتند ، و حسد و كفر آنان را وادار كرد كه با امام و ولىّ خود مخالفت كنند ، عجيبتر از قومى نيست كه از زينتهاى خود گوسالهاى ساختند ، و سپس همگى دور آن جمع شدند و آن را مىپرستيدند و برايش سجده مىكردند و گمان مىكردند پروردگار جهان است ! همگى بجز هارون و دو پسرش بر آن اتفاق كردند . همراه دوست پيامبر ( على عليه السّلام ) كه به منزله هارون نسبت به موسى بود ، همهء اهل بيت او و سلمان و ابو ذر و مقداد و زبير باقى ماندند . بعد زبير هم برگشت و مرتد شد و اين سه نفر با امام خود ماندند تا خدا را ملاقات كردند . اى معاويه تعجب مىكنى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در غدير خم و در موارد زيادى امامان را نام برد و حجت را بر آنان تمام كرد و دستور به اطاعت آنان داد . و عبارت در كتاب احتجاج چنين است : تعجب مىكنى اى معاويه كه خداوند امامان را يكى پس از ديگرى نام برد و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در غدير خم به آنان تصريح فرمود .