سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
522
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
حضرت فرمود : « من دوازده نفر از امامان گمراهى را ديدم كه از منبرم بالا مىرفتند و پائين مىآمدند و امّتم را به صورت قهقهرى به عقب بر مىگردانيدند . در ميان آنان دو نفر از دو طايفهء مختلف قريش يعنى « تيم » و « عدى » و سه نفر از بنى اميّة و هفت نفر از فرزندان حكم بن ابى العاص بودند » « 4 » . و نيز از آن حضرت شنيدم كه مىفرمود : « هر گاه فرزندان ابى العاص به سى نفر برسند كتاب خدا را فريب مردم و بندگان خدا را غلام و كنيز و اموال الهى را ثروت اتخاذ مىكنند » . نصب و تعيين دوازده امام عليهم السّلام ( 1 ) اى معاويه ، من از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيدم كه بر فراز منبر - در حالى كه من و عمر بن ابى سلمة و اسامة بن زيد و سعد بن ابى وقاص و سلمان فارسى و ابو ذر و مقداد و زبير بن عوام مقابل آن حضرت بوديم « 5 » - فرمود : « آيا من نسبت به مؤمنين از خودشان « 6 » صاحب اختيارتر نيستم » ؟ گفتيم : بلى ، يا رسول اللَّه . فرمود : « آيا همسران من مادران شما نيستند » ؟ گفتيم : بلى ، يا رسول اللَّه . فرمود : هر كس من صاحب اختيار او هستم على صاحب اختيار اوست « 7 »
--> ( 4 ) « ج » : حضرت فرمود : « امت من دوازده امام گمراهى خواهند داشت كه همهء آنها گمراه و گمراهكنندهاند . دو نفر از قريش و ده نفر از بنى اميّهاند . بر عهدهء آن دو نفر از قريش مثل گناهان همهء دوازده نفر است » . سپس پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آن دو نفر و نيز ده نفر را نام برد . در كتاب احتجاج طبرسى عبارت چنين است : امت من دوازده امام گمراهى خواهند داشت كه همهء آنان گمراه و گمراهكنندهاند . ده نفر از بنى اميّه و دو نفر از قريش . گناه همهء دوازده نفر و هر كس كه گمراه كردهاند در گردن آن دو است . . . گفت : آنها را براى ما نام ببر . آن حضرت فرمود : فلانى و فلانى و صاحب زنجير ( معاويه ) و پسرش از آل ابو سفيان و هفت نفر از فرزندان حكم بن ابى عاص كه اوّل آنها مروان است . ( 5 ) « ب » و « ج » : و در خانه ، من و امير المؤمنين و امام حسن و امام حسين عليهم السّلام - در حالى كه اين دو خردسال بودند - و عمر بن ابى سلمة و اسامة بن زيد بودند ، و نيز فاطمه عليها السّلام و ام ايمن و سلمان فارسى و ابو ذر و مقداد بودند و اين در حالى بود كه آن حضرت دستش را بر على عليه السّلام قرار داده بود . . . . و در كتاب احتجاج آخر عبارت چنين است : آن حضرت بر بازوى امير المؤمنين عليه السّلام زد و سخن خود را سه بار تكرار كرد ، و سپس بر امامت همهء دوازده امام عليهم السّلام تصريح فرمود . ( 6 ) « ب » : نسبت به هر مؤمنى از خودش . ( 7 ) « الف » خ ل : على نسبت به او از خودش صاحب اختيارتر است .