سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
485
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
سرهايمان فرود مىآورد و مىگفت : « صفهاى خود را منظم كنيد » . وقتى گروههاى لشكر را دستهبندى و صفها را منظم كرد سوار بر اسبش پيش آمد تا بين دو صف « 2 » ايستاد و پشت به اهل شام نمود و رو به ما كرد و حمد و ثناى الهى بجا آورد و بر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله درود فرستاد و سپس گفت : امّا بعد ، از قضا و قدر الهى اين بود كه در اين مكان از زمين جمع شويم بخاطر اجلهايى كه نزديك شده « 3 » و امورى كه شدت يافته است . سياست گذار ما در اين جنگ ، آقاى مسلمين و امير المؤمنين و افضل وصيين و پسر عموى پيامبرمان و برادرش و وارث اوست و شمشيرهاى ما شمشيرهاى خداوند است « 4 » ، و رئيس آنان پسر خورندهء جگرها « 5 » و پناهگاه نفاق و باقى ماندهء احزاب است كه آنان را به شقاوت و آتش رهبرى مىكند . ما در جنگ با ايشان از خداوند اميد ثواب داريم و آنان انتظار عقاب دارند . آنگاه كه تنور جنگ داغ شد و بخروش آمد « 6 » و اسبان بر كشتههاى ما و آنان تاختند ، ما در جنگ با آنان اميد پيروزى داريم . در آن هنگام جز سر و صداى نامفهوم و همهمه چيزى نشنوم . اى مردم ، چشمان را ببنديد و دندانهاى پيشين را فشار دهيد ، كه اين گونه در زدن سرها شديدتر است . با رويتان به استقبال دشمن برويد و دستهء شمشيرهايتان را بدست راست بگيريد و بر مغزها فرود بياوريد و با نيزهها به پائين سينهء چپ بزنيد كه كشنده است . به شدت حمله كنيد مانند قومى كه براى خونخواهى پدرانشان و گرفتن انتقام برادرانشان آمدهاند و كينهء دشمنشان را در دل دارند و خود را براى مرگ آماده كردهاند ، تا ذليل نشويد و در دنيا برايتان عار نماند .
--> ( 2 ) منظور از دو صف ، اهل عراق و اهل شام است . ( 3 ) « ب » : در اين مكان از زمين جمع نشدهايم مگر بخاطر اجلهايى كه نزديك شده است . ( 4 ) « الف » خ ل : و شمشيرى از شمشيرهاى خداوند است . ( 5 ) اشاره به هند مادر معاويه است كه جگر حضرت حمزه عليه السّلام را در دهان گذاشت . ( 6 ) « د » : غبار جنگ برخاست .