سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

460

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

محو نام شيعيان از دفاتر حكومتى و ردّ شهادت آنان ( 1 ) سپس معاويه براى كارگزارانش به صورت يك متن واحد به همه شهرها نوشت : « بنگريد هر كس با شاهد و دليلى در بارهء او ثابت شد كه على و اهل بيتش را دوست دارد نام او را از دفتر دولتى محو كنيد و شهادت او را قبول نكنيد » . اقدام اساسى معاويه در بارهء قتل شيعيان ( 2 ) سپس معاويه در نامهء ديگرى چنين نوشت : « هر كس را متّهم كرديد كه از شيعيان است و شاهدى هم در بارهء او نبود به قتل برسانيد » . اينجا بود كه شيعيان را به مجرد اتّهام و گمان و شبهه در هر جايى كشتند ، بطورى كه گاهى فردى يك كلمه را اشتباه مىگفت « 26 » و بخاطر آن گردنش زده مىشد . اين بلا در هيچ منطقهاى مهمتر و شديدتر از عراق و بخصوص كوفه نبود . تا آنجا كه شيعيان على عليه السّلام و آن عده از اصحابش كه در مدينه باقى مانده بودند اين گونه بودند كه اگر فردى كه به او اطمينان داشتند « 27 » نزد آنها مىآمد و وارد خانهاش مىشد و اسرارش را به او مىگفت ، صاحب خانه از خدمتكار و غلامش مىترسيد . لذا براى او حديث نقل نمىكرد تا آنكه او را قسمهاى غليظ مىداد كه آنچه مىگويد بعنوان امانت كتمان كند « 28 » . كيفيت انتشار احاديث جعلى ( 3 ) اين مسأله روز بروز شديدتر مىشد و دشمنان در اطراف شيعيان زياد مىشدند و احاديث دروغين خود از سخنان باطل و بهتان را در بين اصحاب خود ظاهر مىساختند . مردم هم به اين صورت پرورش يافتند و از غير آنان مطلبى نياموختند و قاضيان و كارگزاران و فقيهانشان به اين روش ادامه مىدادند .

--> ( 26 ) « الف » و « ب » : از دهانش خارج مىشد . منظور اين است كه اشتباها سخنى مىگفت كه به عقيدهء شيعه نزديك بود . ( 27 ) « ج » : كسى كه از او ترسى و تقيهاى نداشتند . ( 28 ) « الف » و « ج » : تا بر او تسلّط و قدرت پيدا كند .