سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

459

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

اقدام معاويه براى زنده كردن نام ابو بكر و عمر ( 1 ) بعد از آن معاويه براى عمّالش نوشت : « حديث در بارهء عثمان زياد شده و در هر روستا و شهر و هر منطقهاى شايع شده است . هر گاه اين نامهء من به شما رسيد مردم را به روايت در بارهء ابو بكر و عمر دعوت كنيد ، چرا كه فضائل و سوابقشان براى من محبوبتر و چشم مرا روشنتر مىكند و حجّت اهل بيت را بهتر مىكوبد و از مناقب عثمان و فضائل او بر آنان سخت‌تر است » ! هر قاضى و اميرى از كارگزاران معاويه نامهء او را براى مردم خواندند ، و مردم شروع به روايت در بارهء ابو بكر و عمر و مناقبشان كردند . اقدام معاويه در مورد تعليم مناقب جعلى ابو بكر و عمر و عثمان ( 2 ) سپس معاويه يك نسخه نوشت كه در آن آنچه از فضائل و مناقب در بارهء ابو بكر و عمر و عثمان جعل شده بود جمع كرد « 23 » ، و براى كارگزارانش فرستاد و دستور داد تا بر سر منبرها و در هر آبادى و در هر مسجدى خوانده شود . همچنين دستور داد تا براى معلّمين مكتبها بفرستند كه آنها را به كودكان بياموزند ، بطورى كه بتوانند آن را روايت كنند و ياد بگيرند همانطور كه قرآن را ياد مىگيرند « 24 » . تا آنجا كه به دختران و زنان و خدمتكاران و اطرافيانشان نيز آموختند . مدّت مديدى هم به اين صورت بودند « 25 » .

--> ( 23 ) در بارهء مناقب جعلى ابو بكر و عمر و عثمان به حديث 10 در ص 279 همين كتاب مراجعه شود . ( 24 ) « ج » : سپس معاويه نسخهاى به همهء كارگزارانش نوشت و آن مناقب و فضائل جعلى بر سر هر منبر و در هر آبادى خوانده شد . و به معلمان مكتب‌ها دستور داد كه آنها را به بچّه‌ها ياد دهند تا همانطور كه قرآن را نقل مىكنند و ياد مىگيرند اين مناقب را هم نقل كنند . در نسخهء « ب » : به پسرانشان آموختند . ( 25 ) در كتاب احتجاج در اينجا اين عبارت را اضافه دارد : « زياد بن ابيه در بارهء حضرميّين به معاويه نوشت كه آنان بر دين علىّ و عقيدهء او هستند . معاويه هم نوشت : « هر كس بر دين على و عقيدهء او باشد بقتل برسان » . او هم آنان را كشت و اعضاى بدنشان را قطعه قطعه كرد .