سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
455
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
فضائل اهل بيتش نقل كند و چنين كسى عقوبت را بر خودش روا داشته است » . خطيبها در هر منطقه مكانى و بر سر همهء منبرها لعن على بن ابى طالب و بيزارى از او و بدگوئى در بارهء او و اهل بيتش - با مطالبى كه در آنان نيست - و نيز لعنت ايشان را آغاز كردند « 13 » ! 3 احتجاجات ابن عباس بر معاويه در بارهء قتل عمر و عثمان ( 1 ) معاويه از كنار حلقهاى از قريش مىگذشت . وقتى او را ديدند برايش به پا خاستند بجز عبد اللَّه بن عباس . معاويه گفت : اى پسر عباس ، چيزى ترا مانع نشد از اينكه مانند اصحابت به پا خيزى مگر آنچه در نفس خود بر عليه من بخاطر جنگم با شما در صفّين مىيابى « 14 » . اى پسر عباس « 15 » ، پسر عمويم امير المؤمنين عثمان مظلوم كشته شد ! ! ابن عباس گفت : پسر عمر بن خطاب هم مظلوم كشته شد ، آيا خلافت را به پسر او - كه همين جا حاضر است - سپرديد ؟ معاويه گفت : عمر را يك نفر مشرك كشت ! ابن عباس گفت : پس عثمان را چه كسى كشت ؟ گفت : مسلمانان او را كشتند ! ابن عباس گفت : اين دليل ترا بهتر باطل مىكند و خون او را حلالتر مىنمايد . اگر مسلمانان او را كشته و خوار كردهاند پس جز حق نبوده است .
--> ( 13 ) « ج » : خطيبها در هر منبرى على عليه السّلام را لعن مىكردند و از او بيزارى مىجستند و در بارهء او و اهل بيتش بد مىگفتند و شروع به عيب سازى در بارهء آنان در هر موضع و مكانى نمودند . ( 14 ) « د » : چه چيز تو را مانع شد كه مانند اصحابت براى من به پا خيزى ؟ از قيام امتناع نورزيدى مگر بخاطر آنچه از جنگم با شما در صفّين در خود مىيابى . ( 15 ) در كتاب احتجاج اين عبارت آمده است : پس اى ابن عباس اين مطلب را به دل مگير .