سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

435

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

تقيّهء امير المؤمنين عليه السّلام در بارهء ابو بكر و عمر و عثمان ( 1 ) سپس معاويه به امير المؤمنين عليه السّلام چنين نوشت : اگر آنچه گفتهاى و ادعا كردهاى و اصحابت را بر آن شاهد گرفتهاى حق باشد ، در اين صورت ابو بكر و عمر و عثمان و همهء مهاجرين و انصار غير تو و اهل بيت و شيعيانت هلاك شدهاند . خبر رحمت فرستادن و استغفار تو براى آنان به من رسيده است . اين مطلب يكى از دو صورت است كه سوّمى ندارد : يا از روى تقيّه است كه مىترسى اگر از آنان اظهار برائت و بيزارى نمائى اهل لشكرت كه بوسيلهء آنان با من مىجنگى از اطرافت پراكنده شوند ، و يا آنچه ادّعا كردهاى باطل و دروغ است ! به من خبر رسيده « 33 » - و اين مطلب را يكى از خواصت كه به او اطمينان دارى « 34 » برايم خبر آورده است - كه تو به شيعيان گمراه و خواصّ خود كه بد معتمدانى هستند مىگوئى « 35 » : « من سه پسرم را به نامهاى ابو بكر و عمر و عثمان نامگذارى كردهام . هر گاه از من شنيديد كه به يكى از امامان ضلالت رحمت مىفرستم پسرانم را قصد مىكنم » . مشاهدات معاويه در سقيفه ( 2 ) دليل بر راست بودن آنچه برايم آوردهاند و خبر آن را به من رساندهاند اين است كه ما با چشمان خود ديديم و احتياج نداريم در اين باره از ديگرى سؤال كنيم « 36 » . تو را ديدم هنگامى كه با ابو بكر بيعت شد همسرت فاطمه را بر چهارپايى سوار كردى و دست دو پسرت حسن و حسين را گرفتى و احدى از اهل بدر و سابقه داران را باقى نگذاشتى مگر اينكه آنان را فرا خواندى و بر عليه ابو بكر به كمك خود دعوت كردى ، ولى احدى از آنان را نيافتى مگر چهار نفر : سلمان و ابو ذر و مقداد و زبير . بجان خودم قسم اگر بر حق بودى

--> ( 33 ) « الف » : و اگر آنچه ادعا كردى باطل و دروغ است پس بدان كه بعضى از . . . . برايم خبر آورده است . ( 34 ) « ب » و « د » : اطمينان دارم . ( 35 ) « ج » : . . . خواصّ خود در پشت پرده مىگوئى . ( 36 ) « ب » و « د » : آن چيزى است كه با چشم خود ديدم و احتياج ندارم از غير تو سؤال كنم .