سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

425

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

3 ابلاغ پيام امير المؤمنين عليه السّلام و عكس العمل معاويه ( 1 ) ابو درداء و ابو هريره به راه افتادند تا نزد معاويه رسيدند و آنچه امير المؤمنين عليه السّلام و نيز آنچه قاتلين عثمان و ابو النعمان بن ضمان « 10 » گفته بودند به او خبر دادند . معاويه گفت : در بارهء رحمت فرستادن بر ابو بكر و عمر و خوددارى او از رحمت بر عثمان ، و اظهار برائت پنهانى از او و آنچه در بارهء جانشينى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ادّعا مىكند ، و اينكه از روز وفات پيامبر دائما مظلوم بوده است ، چه جوابى به شما داد ؟ آن دو گفتند : بلى ، نزد ما بر ابو بكر و عمر و عثمان رحمت فرستاد و ما مىشنيديم « 11 » . سپس در ضمن سخنانش به ما گفت : اگر خداوند اختيار را به امت داده است و آنانند كه انتخاب مىكنند و در بارهء خودشان نظر مىدهند و انتخاب آنان و نظرشان از انتخاب خدا و رسولش براى آنان بهتر و هدايت يافته‌تر است ، پس همانان بودند كه مرا انتخاب كردند و با من بيعت نمودند و بنا بر اين بيعت من بيعت هدايت است و من امامى هستم كه اطاعت و ياريم بر مردم واجب است زيرا آنان در بارهء من مشورت كردند و مرا انتخاب نمودند . و اگر انتخاب خدا و رسولش از انتخاب و نظر خودشان بهتر و هدايت يافته‌تر است ، پس خدا و رسولش مرا براى امت انتخاب كرده و خليفه بر آنان قرار دادهاند و به آنان دستور يارى و اطاعت مرا در كتاب منزل خدا كه بر زبان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مرسلش جارى شده دادهاند ، و اين براى حجّت من قوىتر است و حق مرا واجب‌تر مىكند .

--> ( 10 ) ابو النعمان شناخته نشد و جهت ذكر نامش در اينجا نيز معلوم نيست . احتمالا او كسى بوده كه به نيابت از قاتلين عثمان سخن مىگفته است . ( 11 ) توضيح لازم در بارهء اين مسأله از لسان خود امير المؤمنين عليه السّلام در ص 435 و 440 از همين كتاب ذكر خواهد شد .