سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
411
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
شام رفتند و از شهر « صفّوريّه » عبور كردند و در آنجا كنيز آوازخوانى را همراه پسرش عبد اللَّه خريد . و ابو سفيان دنباله رو اميّة بن عبد شمس بود « 12 » . برنامهء عمر در اهانت عجم و علت آن ( 1 ) ابن ابى معيط برايم نقل كرد كه تو به او خبر دادهاى كه نامهء عمر به ابو موسى اشعرى را خواندهاى هنگامى كه طنابى به طول پنج وجب برايش فرستاد و به او گفت : « اهل بصره را نزد خود فراخوان ، و هر كس از هم پيمانان و مسلمانان عجم را كه طول قامت او به پنج وجب رسيد گردن بزن » ! ابو موسى در اين باره با تو مشورت كرد ، و تو او را نهى كردى و به او دستور دادى كه در اين مسأله گفتگو كند . ابو موسى هم در اين باره به عمر مراجعه كرد و تو نامهء او را نزد عمر بردى ، و اين كار را از روى تعصّب براى عجمها انجام دادى و در آن روز گمان مىكردى كه از آنها و پسر « عبيد » هستى « 13 » . آنقدر به عمر اصرار كردى تا او را از نظرش برگرداندى و از تفرقهء مردم ترسانيدى ، و او هم از رأيش برگشت . به او گفتى : « تو كه با اين خاندان ( نبوّت ) دشمنى كردهاى چگونه در امان هستى كه اين عجمها نزد على جمع شوند ، و او هم با كمك آنان قيام كند و حكومت ترا از بين ببرد » . عمر هم از اين تصميم خوددارى كرد . برادرم ! سراغ ندارم مولودى در آل ابو سفيان متولد شده باشد كه شومى او بر ايشان بالاتر از تو باشد آنگاه كه عمر را از تصميمش بازداشتى و از آن كار مانع شدى « 14 » . و به من خبر داد كه آنچه باعث شده او را از نظريهاش در بارهء قتل عجمها برگردانى اين بوده كه گفتهاى از على بن ابى طالب شنيدهاى كه مىگفته است : « عجمها براى اين دين در آخر بر شما خواهند زد همانطور كه شما در ابتدا آنان را براى آن زديد » . و گفته :
--> ( 12 ) در اين جملات نوعى ابهام وجود دارد ولى اجمالا مطلبى براى درست جلوه دادن نسب زياد است . ( 13 ) « الف » : غلام ثقيف هستى . ( 14 ) « ج » : عمر را از نظرش در بارهء قتل عجمها مانع شدى .