سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

404

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

پيامبر در حالى كه ابو بكر و عمر پيش مىآمدند نگاهى به آنان كرد و گفت : « يا على ، اينان دو آقاى پيران اهل بهشت از اولين و آخرين هستند مگر پيامبران و مرسلين ، و اين مطلب را به آن دو مگو كه هلاك مىشوند » ! 2 خطبهء امير المؤمنين عليه السّلام در بصره در تكذيب عمرو عاص لعن معاويه و عمرو عاص بر لسان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ( 1 ) امير المؤمنين عليه السّلام به پا خاست و فرمود : تعجب است از طاغيان اهل شام كه سخن عمرو عاص را مىپذيرند و او را تصديق مىكنند ! كار او در حديث و دروغ گفتن و بىمبالاتى به آنجا رسيده است كه بر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دروغ مىبندد ، در حالى كه آن حضرت او را هفتاد لعن نموده و همچنين رفيقش ( معاويه ) را - كه عمرو عاص مردم را بسوى او دعوت مىكند - آن حضرت در مواردى لعنت نموده است « 2 » . و آن هنگامى بود كه عمرو عاص در قصيدهاى كه هفتاد بيت بود سخنان نامربوطى در بارهء پيامبر صلى اللَّه عليه و آله گفته بود . آن حضرت فرمود : « خدايا ، من شعر نمىگويم و آن را حلال نمىدانم « 3 » . تو و ملائكهات او را به عدد هر بيتى لعنت كن كه تا روز قيامت بر نسل او نازل شود » . نزول آيه در مذمت عمرو عاص ( 2 ) هنگامى كه ابراهيم پسر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از دنيا رفت عمرو عاص به پا خاست و گفت : « محمّد ابتر گرديد و نسلى نخواهد داشت ، و من از همهء مردم بيشتر او را سرزنش مىكنم ، و در بارهء او از همه بدگوترم » !

--> ( 2 ) « د » : و هر كس بر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دروغ ببندد خداوند او را هفتاد لعنت كرده است . در الغدير : ج 10 ص 139 روايت كرده كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ابو سفيان را ديد كه سوار بر الاغى مىآيد و معاويه افسار آن را گرفته و پسرش يزيد آن را راهنمايى مىكند . فرمود : خدا لعنت كند افسار گرفته و سوارشونده و راهنمايىكننده را ! ! ( 3 ) ظاهرا منظور در اينجا آن است كه حضرت شعر را براى خود جايز نمىدانستهاند .