سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

386

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

--> من چه كشيدهام از اين امّت ، از تفرقه و اطاعت ايشان از رهبران گمراهى و دعوت‌كنندگان به آتش ! اگر از سهم ذوى القربى عطا مىكردم كه خداوند مىفرمايد : إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ ، به خدا قسم ما هستيم كه خداوند از ذى القربى قصد كرده و ما را همراه نام خود و پيامبرش آورده و فرموده : فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ - كه اين آيه فقط در بارهء ما است - كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ - يعنى در مورد ظلم به آل محمد عليهم السّلام - إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ ، يعنى نسبت به كسانى كه به آنان ظلم كنند عذاب خداوند شديد است ، و اين بخاطر رحمت خداوند نسبت به ما است و بىنيازىاى است كه خداوند ما را به آن مستغنى فرموده و پيامبرش هم سفارش نموده است و در صدقه براى ما نصيبى قرار نداده است . خداوند پيامبرش را و ما اهل بيت را بالاتر از آن دانسته است كه كثافات مردم را به ما بخوراند . مردم خدا و پيامبرش را تكذيب كردند و كتاب خداوند را كه گوياى حق ما است انكار نمودند و نصيبى كه خداوند براى ما واجب كرده بود از ما منع نمودند . اهل بيت هيچ پيامبرى از امتشان مثل آنچه ما بعد از پيامبرمان ديديم نديدند . خداوند بر عليه آنان كه بر ما ظلم كردند كمك مىكند و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم » . تا اينجا عبارات « روضهء كافى » پايان يافت . اكنون در مورد بدعتهاى ذكر شده توضيحاتى ذكر مىگردد : « مساحت را كنار بگذارم » ، در بحار : ج 8 قديم ص 284 روايت كرده كه عمر ماليات سرزمين « سواد » را چنين قرار داد كه مساحت زمين آن را حساب كند ، و بر هر جريبى از درختان خرما ده درهم و بر درختان انگور هشت درهم و بر هر جريب از درختان ديگر شش درهم ، و بر گندم چهار درهم و بر جو دو درهم ماليات قرار دهند . جنبهء بدعت اين است كه حكم سرزمينهايى كه با جنگ از كفّار گرفته مىشود اين است كه خمس آن را به اهل خمس بدهند و بقيهء آن براى همهء مسلمين است . « ازدواجها را يكسان قرار دهم » اشاره به بدعت عمر است كه گفت : عرب حق دارند با زنان عجم ازدواج كنند ولى مردان عجم حق ندارند با زنان عرب ازدواج كنند . به حديث 23 همين كتاب مراجعه شود .