سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
362
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
پيامبر ) پيروز شود و در آن صورت موجب هلاك ما شود « 18 » ، ولى اين بت ذخيرهاى براى ما خواهد بود كه اگر قريش پيروز شدند پرستش اين بت را علنى مىنمائيم و به آنها اعلام مىكنيم كه از دين قبلى خود بر نگشته بوديم ، و اگر دولت ابن ابى كبشه برگشت پنهانى بر پرستش اين بت باقى مىمانيم » ! جبرئيل نازل شد و اين خبر را به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله رسانيد . آن حضرت هم بعد از آنكه من عمرو بن عبد ودّ را كشتم آن را خبر داد و آن دو ( ابو بكر و عمر ) را صدا زد و فرمود : « در زمان جاهليّت چند بت پرستيديد » ؟ ! گفتند : اى محمّد ، ما را به آنچه در زمان جاهليّت گذشته سرزنش مكن . فرمود : « امروز چند بت پرستيدهايد » ؟ ! گفتند : قسم به خدايى كه تو را بر حق به پيامبرى مبعوث كرده ، از زمانى كه دين تو را علنا پذيرفتهايم جز خدا را نپرستيدهايم ! حضرت فرمود : اى على ، اين شمشير را بگير و به فلان مكان برو و بتى را كه اين دو مىپرستند بيرون آور و خرد كن ، و اگر كسى ميان تو و آن بت مانع شود گردنش را بزن » ! در اينجا آن دو به دست و پاى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله افتادند و گفتند : گناه ما را پنهان كن ، خدا تو را بپوشاند . من به آن دو گفتم : « در پيشگاه خدا و رسولش ضمانت كنيد كه جز خدا را نپرستيد و هيچ چيز را شريك او قرار ندهيد » . آنها هم با پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بر اين مطلب عهد و پيمان بستند . من رفتم و آن بت را از مكانش بيرون آوردم و صورت و دستانش را شكستم و پاهايش را خرد كردم و نزد حضرت بازگشتم . به خدا قسم ناراحتى آن دو را نسبت به خودم را به خاطر اين جريان ، تا هنگامى كه مردند در صورت آنها مىديدم ! ظلم ابو بكر و عمر در استدلال با حق امير المؤمنين عليه السّلام ( 1 ) فرمود : هنگامى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از دنيا رفت عمر و اصحابش رفتند و در مقابل انصار با حق من استدلال كردند . اگر راست گفتند و به حق استدلال كردند كه « آنان از انصار به
--> ( 18 ) يعنى اگر بت را علنى بپرستيم وقتى پيامبر پيروز شود از آن اطلاع پيدا مىكند و موجب هلاك ما مىشود .