سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

335

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

مگر آنها چه بودند و چه كسى دستور داده بود كه آنان حاكم باشند « 7 » و عطا كنند يا مانع از حق كسى شوند ؟ ! ولى امت به آن دو مبتلا شدند و آنها هم خود را داخل چيزى كردند كه حقى در بارهء آن نداشتند و در مورد آن چيزى نمىدانستند . هنگامى كه ابو بكر مىخواست فدك را از دست فاطمه عليها السّلام خارج كند در حالى كه در دست او بود آن حضرت به آنها فرمود : « آيا در دست من نبود و وكيل من در آن نبود و در زمان حيات پيامبر صلى اللَّه عليه و آله غلّهء آن را نخورده بودم » ؟ گفتند : بلى . فرمود : « پس چرا در مورد چيزى كه در دست من است از من دليل و شاهد مىخواهيد » ؟ گفتند : چون غنيمت مسلمانان است ، اگر شاهد آوردى به تو مىدهيم و گر نه امضا نمىكنيم ! فاطمه عليها السّلام - در حالى كه مردم در اطراف آن دو نفر مىشنيدند - فرمود : « مىخواهيد كارى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله كرده ردّ كنيد و در بارهء ما بخصوص حكمى جارى كنيد كه در بارهء ساير مسلمين انجام ندادهايد ؟ اى مردم ، بشنويد آنچه اين دو مرتكب مىشوند « 8 » . چه نظر مىدهيد اگر من اموالى را كه در دست مسلمين است ادّعا كنم ، آيا از من شاهد مىخواهيد يا از آنها » ؟ گفتند : البتّه از تو مىخواهيم . فرمود : حال اگر همهء مسلمانان آنچه در دست من است ادّعا كنند از آنها شاهد مىخواهيد يا از من ؟ عمر غضبناك شد و گفت : اين غنيمتى است براى مسلمين و زمين آنها است ، و آن در دست فاطمه است و محصول آن را مىخورد . اگر شاهدى بر ادعاى خود آورد كه پيامبر از بين مسلمين اين غنيمت و حقّشان را به فاطمه بخشيده در اين باره تجديد نظر مىكنيم . حضرت زهرا عليها السّلام فرمود : مرا بس است ! اى مردم شما را به خدا قسم مىدهم ، آيا از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نشنيديد كه مىفرمود : « دخترم فاطمه سيّدهء زنان اهل بهشت است » ؟ گفتند : آرى به خدا قسم اين را از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيديم . فرمود : « آيا سيدهء زنان اهل بهشت ادّعاى باطل مىكند و آنچه حقّش نيست مىگيرد ؟ اگر چهار نفر بر عليه من به فحشا شهادت دهند يا دو نفر به سرقت شهادت دهند ، آيا سخن آنان را بر عليه من تصديق مىكنيد » ؟

--> ( 7 ) « ب » : در شأن آنها نيست كه حاكم باشند . ( 8 ) « ب » : بشنويد آنچه عتيق ( ابو بكر ) بر ما تحميل مىكند . « الف » خ ل : بشنويد گناهى را كه اينان مرتكب مىشوند .