سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
329
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
اعتراض ابن غلاب به ابو المختار ( 1 ) ابن غلاب مصرى « 4 » هم اين اشعار را گفت : الا ابلغ ابا المختار انّى اتيته * و لم أك ذا قربى لديه و لا صهر و ما كان عندى من تراث ورثته * و لا صدقات من سبى و لا غدر و لكن دراك الرّكض في كلّ غارة * و صبرى اذا ما الموت كان ورا السّمر بسابغة يغشى اللّبان فضولها * اكفكفها عنّى بابيض ذى وفر يعنى : « به ابو المختار خبر مىدهم كه من نزد او آمدم در حالى كه نه با او فاميل بودم و نه رابطهء دامادى داشتم . ميراثى كه به ارث برده باشم و صدقاتى كه از اسير كردن و غدر و حيله بدست آورده باشم نداشتم . اين اموال را با دويدنهاى متصل در هر غارتى و صبر در آن هنگام كه مرگ پشت سر نيزهها بود بدست آوردهام كه با زره كامل بلندى كه دانههاى آن سينه را مىپوشاند و با شمشيرى بلند آن را از خود دفع مىكردم . عمر نصف اموال كارمندانش را مصادره كرد ( 2 ) سليم مىگويد : عمر بن خطاب در آن سال از همهء عمّالش نصف اموالشان را بخاطر شعر ابو المختار بعنوان غرامت گرفت ، ولى از قنفذ عدوى هيچ نگرفت در حالى كه او هم از عمّالش بود ، و آنچه از او گرفته شده بود كه بيست هزار درهم بود به او بازگردانيد و حتّى يك دهم و نصف يك دهم هم از او نگرفت . از جملهء عمالش كه مورد غرامت قرار گرفتند ابو هريره بود كه والى بحرين بود .
--> ( 4 ) ابن غلاب كه نامش خالد بن حرث بود مسئول بيت المال در اصفهان بود و نامش در اشعار ابو المختار آمده است .