سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

324

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

كه بيعت كردند به من وفادار بودند و صبح هنگام بر در خانهء من با سرهاى تراشيده حاضر مىشدند قبل از آنكه بيعت ابو بكر بر گردن من ملزم شود بر عليه او قيام مىكردم و او را به درگاه الهى به محاكمه مىكشيدم . و اگر قبل از بيعت عثمان يارانى مىيافتم بر عليه آنان قيام مىكردم و آنان را هم به درگاه الهى به محاكمه مىكشيدم . ابن عوف خلافت را براى عثمان قرار داد و در بين خود شرط كردند كه هنگام مرگش به او برگرداند . و امّا بعد از بيعت من با اينان ديگر راهى براى جهاد با آنها وجود نداشت . شيعه و ناصبى و مستضعف ( 1 ) اشعث گفت : به خدا قسم ، اگر مسأله اين طور كه تو مىگويى باشد همهء امت محمد ، جز تو و شيعيانت ، هلاك شدهاند ؟ امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : اى پسر قيس ، به خدا قسم همانطور كه مىگويم حق با من است . ولى از امت جز ناصبيان و بيعت‌شكنان و زورگويان و انكاركنندگان و معاندان هلاك نمىشوند . كسى كه به توحيد تمسّك جويد و به محمد صلى اللَّه عليه و آله و اسلام اقرار نمايد و از دين خارج نشود و ظالمان را بر عليه ما كمك نكند و عداوت و دشمنى بر عليه ما را در دل نگيرد ، ولى در بارهء خلافت شكّ داشته باشد و اهل آن و واليانش را نشناسد و به ولايت ما معرفت نداشته باشد و به عداوت با ما هم معتقد نباشد ، چنين كسى مسلمان مستضعفى است كه رحمت خدا در بارهء او اميد مىرود و از جهت گناهانش بر او ترسيده مىشود « 32 » . تأثير اين خطبه در قلوب مردم ( 2 ) ابان مىگويد : سليم بن قيس گفت : آن روز احدى از شيعيان على عليه السّلام نماند مگر آنكه صورتش برافروخته شد و از گفتار حضرت شاد شد ، بخاطر آنكه امير المؤمنين عليه السّلام

--> ( 32 ) اين عبارات در « ج » چنين است : و امّا كسى كه به توحيد و اقرار به محمد صلى اللَّه عليه و آله و اسلام تمسّك نمايد و از ولايت ائمه عليهم السّلام خارج نشود و ظالمان را بر عليه ما كمك نكند و دشمنى ما را معتقد نباشد ، چنين كسى مسلمان ضعيفى است كه براى او اميد رحمت از جانب خداى عز و جل داريم و از گناهانش بر او مىترسيم .