سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

321

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

عثمان مقصّر در قتل خود ( 1 ) فرمود : واى بر تو اى پسر قيس ! عثمان از دو حالت خارج نيست : يا مردم را به يارى خويش فرا خوانده ولى او را كمك نكردهاند و يا مردم از او خواستهاند تا ياريش دهند ولى خودش مردم را منع كرده است . براى او حلال نبوده كه مسلمانان را از يارى امامى هدايت‌كننده و هدايت شده كه هيچ بدعتى نگذاشته و هيچ بدعت‌گذارى را پناه نداده منع نمايد « 23 » . اكنون كه نهى كرده كار بدى كرده است ، و مردم هم كار بدى كردهاند كه او را اطاعت كردهاند ! و يا اينكه ظلم و رفتار بد او موجب شده كه بخاطر جور او و حكمش بر خلاف كتاب و سنّت ، مردم او را سزاوار يارى نديدهاند . همهء اينها در حالى بود كه همراه عثمان - از اهل بيتش و دوستان و اصحابش - بيش از چهار هزار نفر بودند كه اگر مىخواست بوسيلهء آنان از خود دفاع كند مىنمود ، پس چرا آنان را از يارى خويش منع نمود ؟ سوابق جنگ و صلح امير المؤمنين عليه السّلام ( 2 ) من اگر در روزى كه با ابو بكر بيعت شد بقيّهء چهل نفر « 24 » كه مطيع من باشند مىيافتم با آنان به جهاد بر مىخاستم . ولى روزى كه با عمر و عثمان بيعت شد چنين نمىكردم ، زيرا من بيعت كرده بودم و مثل من بيعتش را نمىشكند « 25 » . واى بر تو اى پسر قيس ! مرا چگونه ديدى هنگامى كه عثمان كشته شد و من يارانى يافتم ؟ آيا پراكندگى يا تأخير يا ترس يا تقصيرى در جنگ روز بصره از من ديدى ، در حالى كه آنان اطراف شترشان بودند ؟ ملعون است كسى كه با او بوده ، ملعون است كسى كه

--> ( 23 ) يعنى اگر عثمان چنين امامى بوده است چرا مردم را منع كرده و اگر ضد اين صفات در او جمع بوده ( چنان كه بوده ) پس مردم خوب كردهاند كه او را يارى نكردهاند . ( 24 ) يعنى چهار نفر كه سلمان و ابو ذر و مقداد و زبير باشند حاضر بودند و بقيهء آنها كه سى و شش نفر بودند حاضر نشدند . ( 25 ) « ج » : من قبل از آنكه آنان متفرق شوند و تغيير پيدا كنند بيعت كرده بودم و بيعت او بر گردن من مورد توجّه بود .