سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
303
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
جواب پنجم : حديث تسليم به إمرة امير المؤمنين ( 1 ) دليل بر دروغ و باطل و ناحقّشان اين است كه آنان به دستور پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بر من بعنوان « امير المؤمنين » سلام كردند « 37 » . و اين مطلب بر آنان ( ابو بكر و عمر ) و بر تو ( اى طلحه ) بخصوص و بر اين كه همراه توست - يعنى زبير - و بر همهء امت و بر اين دو نفر - و حضرت به سعد بن ابى وقاص و عبد الرحمن بن عوف اشاره كردند - و بر اين خليفهء ظالم شما « 38 » - يعنى عثمان - حجّت است . جواب ششم : شوراى شش نفرى عمر ( 2 ) ما گروه شش نفرى شورى همگى زنده هستيم . اگر عمر و اصحابش در نسبت حديث به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله راست مىگفتند پس چرا عمر مرا جزء شورى قرار داد ؟ آيا ما را در شورى براى خلافت قرار داد يا غير آن ؟ اگر نظرتان اين است كه شورى را براى غير حكومت قرار داد پس اكنون عثمان بر ما امارتى نخواهد داشت ، و ما بايد در موضوع ديگرى مشورت مىكرديم چرا كه در اين صورت او به ما دستور داده كه در غير مسألهء خلافت مشورت كنيم ، و اگر شورى در بارهء خلافت بوده پس چرا مرا همراه شما داخل شورى نمود ؟ ! چرا مرا خارج نكرد در حالى كه مىگفت : « پيامبر اهل بيتش را از خلافت خارج كرده و خبر داده كه آنان را در خلافت نصيبى نيست » ؟ ! جواب هفتم : سخنان عمر هنگام مرگ ( 3 ) چرا عمر هنگامى كه ما شش نفر اصحاب شورى را يكى يكى فراخواند به پسرش عبد اللَّه گفت : - ( در اينجا حضرت اشاره به پسر عمر كه در مجلس حاضر بود فرمود : ) هان ، او اينجاست - تو را به خدا قسم مىدهم كه بگوئى وقتى ما خارج شديم پدرت به تو چه گفت ؟ عبد اللَّه بن عمر گفت : حال كه مرا قسم دادى « 39 » ، او گفت : « اگر با
--> ( 37 ) يعنى به امر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به من گفتند : « السلام عليك يا امير المؤمنين » . ( 38 ) « الف » و « ب » : اين خليفهء شما كه اكنون بر سر كار است . ( 39 ) « الف » خ ل : كمترين شهادت من اين است كه او گفت : . . . .