سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
291
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
على از پيامبر و پيامبر از على عليهما السّلام ( 1 ) فرمود : آيا اقرار مىكنيد كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در مورد دختر حمزه بين من و جعفر و زيد قضاوت كرد « 15 » و فرمود : « اى على ، تو از منى و من از توام ، و تو صاحب اختيار هر مؤمن بعد از من هستى » ؟ گفتند : آرى به خدا قسم . ملاقاتهاى خصوصى پيامبر و امير المؤمنين عليهما السّلام ( 2 ) فرمود : آيا اقرار مىكنيد كه من با پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در هر روز و شب به منزل يك ديگر مىرفتيم و خلوتى داشتيم ، كه در آن اگر من سؤال مىكردم به من جواب مىگفت و اگر ساكت مىشدم خود آن حضرت شروع مىفرمود . گفتم : آرى به خدا قسم . على عليه السّلام افضل امّت ( 3 ) فرمود : آيا اقرار مىكنيد كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مرا بر جعفر و حمزه فضيلت داد و به فاطمه عليها السّلام فرمود : « تو را به ازدواج كسى در آوردم كه بهترين اهل بيتم و بهترين امتم ، و مقدّمترين آنها در اسلام و بالاترين آنها در حلم و بيشترين آنان در علم است » ؟ گفتند : آرى به خدا قسم .
--> ( 15 ) در بحار : ج 20 ص 372 روايت كرده است كه وقتى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در عمرة القضاء از مكه خارج شد ، دختر حضرت حمزه دنبال حضرت آمد و صدا مىزد : اى عمو ، اى عمو . امير المؤمنين عليه السّلام او را به فاطمهء زهرا عليها السّلام سپرد و فرمود : دختر عمويت را نگهدارى كن . در اينجا امير المؤمنين عليه السّلام و جعفر و زيد بن حارثة بر سر نگهدارى او سخن گفتند . امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : من سزاوارترم چون او دختر عموى من است . جعفر گفت : دختر عموى من است و خالهء او همسر من است . زيد گفت : دختر برادرم است . پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در اين باره قضاوت كرد كه بايد همراه خالهاش باشد و فرمود : « خاله بمنزلهء مادر است » . و به امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « تو از منى و من از توام » . و به جعفر فرمود : « تو در خلقت و اخلاق به من شباهت دارى » . و به زيد فرمود : « تو برادر ما و از موالى ما هستى » .