سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
277
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
بر عليه انصار با حق ما و دليل ما استدلال كردند و خلافت را براى ابو بكر منعقد كردند . ابو بكر هم آن را به عمر برگرداند تا در مقابل كار او تلافى كرده باشد . شورى براى عثمان ( 1 ) سپس عمر خلافت را شورى بين شش نفر قرار داد . آنان هم مسأله را بر عهدهء عبد الرحمن بن عوف گذاردند . ابن عوف خلافت را براى عثمان قرار داد به شرط آنكه بعد از خودش به او برگرداند . ولى عثمان بن عبد الرحمن حيله كرد ، و ابن عوف كفر و جهل خود را ظاهر ساخت و در زمان حياتش بر عليه عثمان سخن گفت و فرزندان ابن عوف چنين پنداشتند كه عثمان او را مسموم كرد و از دنيا رفت « 32 » . جنگهاى جمل و صفين و نهروان ( 2 ) سپس طلحه و زبير به پا خاستند و به اختيار خود و بدون اجبار با على عليه السّلام بيعت كردند . ولى بيعت خود را شكستند و خيانت كردند ، و سپس عايشه را بعنوان خونخواهى عثمان با خود به بصره بردند « 33 » . سپس معاويه طاغيان اهل شام را براى خونخواهى عثمان فرا خواند و بر عليه ما جنگ به پا كرد . سپس اهل « حروراء » با امير المؤمنين عليه السّلام مخالفت كردند به اين عنوان كه طبق كتاب خدا و سنت پيامبرش حكم كند ! ! در حالى كه اگر اين دو گروه « 34 » طبق آنچه با ايشان شرط
--> ( 32 ) « د » : ابن عوف خلع عثمان از خلافت و كفر او را اعلام كرد و گفت كه عثمان او را مسموم كرده است ، و بدين صورت ابن عوف از دنيا رفت . علامهء امينى در الغدير : ج 9 ص 86 چنين روايت كرده است : هنگامى كه كارهاى خلاف عثمان ظاهر شد به عبد الرحمن بن عوف گفتند : اينها همه كار توست . گفت : چنين گمانى در بارهء او نداشتم ، ولى قسم ياد مىكنم كه هرگز با او سخن نگويم . ( 33 ) « د » : تا آنكه هر دو كشته شدند . ( 34 ) يعنى اهل جنگ صفين و نهروان ، و طبق نسخهء « ب » : اگر آن دو نفر ( يعنى حكمين ) .