سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

26

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

سليم در زمان حجّاج در سال 75 هجرى ، حجّاج بن يوسف ثقفى از طرف عبد الملك بن مروان حاكم عراق شد و وارد كوفه گرديد . از اوّلين كسانى كه حجاج سراغشان را گرفت سليم بن قيس بود ، چرا كه سابقهء او با امير المؤمنين عليه السّلام روشن بود . به همين جهت با ورود حجاج ، سليم بن قيس بهمراه كتابش از عراق فرار كرد و به سمت ايران آمد تا در سرزمين فارس در نزديكى شيراز به شهر بزرگى بنام « نوبندجان » « 7 » رسيد . سليم در اين تبعيد ناخواسته كه علّتى جز ولايت امير المؤمنين عليه السّلام نداشت ، هفتاد و هفت سالگى عمر خود را مىگذراند . ارتباط سليم با ابان بن ابى عيّاش در ايران در شهر نوبندجان ، سليم با جوانى كه 14 سال از عمرش مىگذشت و نامش « ابان » بود ملاقات كرد . البته جنبهء آشنايى بين سليم و ابان براى ما معلوم نيست كه آيا فاميل بودهاند و يا سابقهء دوستى داشتهاند يا يك اتّفاق و تصادف بوده است . ولى به هر حال سليم در خانهء پدرى ابان بن ابى عيّاش اقامت كرد . ابان در آن سنين قرائت قرآن را آموخته بود ولى از آنچه بعد از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بر اهل بيت عليهم السّلام رفته بود آگاهى نداشت ، چرا كه در طول پنجاه سال پس از فتح مناطق فارس و توابعش ، همان دين منسوخ از طرف حاكمان به مردم تفهيم شده بود . در چنين شرائطى ، مردى همچون سليم نعمتى عظيم براى ابان بود كه حقايق دينى را از او بگيرد ، و آنچه را نديده از شاهد عينى بپرسد . سليم هم در فكر كسى بود كه بتواند امانت بزرگ و ثمرهء عمرش را به خوبى حفظ كند و آن را سالم به نسلهاى بعد منتقل كند . لذا بفكر تربيت عقيدتى ابان افتاد و آهسته آهسته او را با حقايق گذشتهء تاريخ اسلام آشنا كرد و وقايع بعد از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را براى او تشريح نمود و بدين وسيله او را متوجّه شرائط موجود نمود .

--> ( 7 ) اين شهر در آن زمان بسيار بزرگ و خوش آب و هوا بوده است . هم اكنون از اين شهر روستايى بنام « نوبندگان » بين شيراز و فسا باقى مانده است .