سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
227
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
آتش زدن در خانه و مجروح شدن حضرت زهرا عليها السّلام بدست عمر ( 1 ) عمر آتش طلبيد و آن را بر در خانه شعلهور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد « 22 » ! حضرت زهرا عليها السّلام در مقابل او در آمد و فرياد زد : « يا ابتاه ، يا رسول اللَّه » ! عمر شمشير را در حالى كه در غلافش بود بلند كرد و به پهلوى حضرت زد . آن حضرت ناله كرد : « يا ابتاه » ! عمر تازيانه را بلند كرد و به بازوى حضرت زد . آن حضرت صدا زد : « يا رسول اللَّه ، ابو بكر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتارى كردند » ! دفاع امير المؤمنين عليه السّلام از حضرت زهرا عليها السّلام ( 2 ) على عليه السّلام ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت كشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش كوبيد و خواست او را بكشد . ولى سخن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و وصيتى را كه به او كرده بود به ياد آورد و فرمود : « اى پسر صُهاك « 23 » ، قسم به آنكه محمّد را به پيامبرى مبعوث نمود ، اگر نبود مقدّرى كه از طرف خداوند گذشته و عهدى كه پيامبر با من نموده است مىدانستى كه تو نمىتوانى به خانهء من داخل شوى » . دستور ابو بكر براى حمله و آتش زدن خانه ( 3 ) عمر فرستاد و كمك خواست . مردم هم آمدند تا داخل خانه شدند ، و امير المؤمنين عليه السّلام هم سراغ شمشيرش رفت . قنفذ نزد ابو بكر برگشت در حالى كه مىترسيد على عليه السّلام با شمشير سراغش بيايد چرا كه شجاعت و شدّت عمل آن حضرت را مىدانست . ابو بكر به قنفذ گفت : « برگرد ، اگر از خانه بيرون آمد ( دست نگه دار ) و گر نه در
--> ( 22 ) « د » : عمر آتش را كنار درب خانه قرار داد در حالى كه مىترسيد على عليه السّلام با شمشيرش خارج شود چرا كه شجاعت و شدت او را مىشناخت ، تا آنكه درب خانه آتش گرفت . ( 23 ) « صهاك ، نام مادر عمر است كه در پاورقى 51 همين حديث تفصيل آن خواهد آمد .