سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

215

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

است تو حقّ ندارى به تنهايى در حق آنان حكم نمائى ، و اگر حق ما است ما از تو به قسمتى از آن راضى نمىشويم « 8 » ! و امّا سخن تو اى عمر كه « پيامبر از ما و از شما است » ، پيامبر صلى اللَّه عليه و آله درختى است كه ما شاخه‌هاى آن و شما همسايگان آن هستيد . پس ما از شما به او سزاوارتريم . و امّا آن سخنت كه « ما مىترسيم كار بين شما و ما بالا بگيرد » ، اين كارى كه شما انجام داديد آغاز همان اختلاف است . و خدا است كه از او كمك خواسته مىشود . سپس از نزد عبّاس بيرون آمدند . اشعار عباس در بارهء غصب خلافت ( 1 ) عبّاس اين اشعار را سرود و گفت : ما كنت أحسب هذا الامر منحرفا * عن هاشم ثمّ منهم عن أبى حسن أ ليس اوّل من صلّى لقبلتكم * و اعلم النّاس بالآثار و السّنن و اقرب النّاس عهدا بالنّبيّ و من * جبريل عون له في الغسل و الكفن من فيه ما في جميع النّاس كلّهم * و ليس في النّاس ما فيه من الحسن من ذا الّذى ردّكم عنه فنعرفه * ها انّ بيعتكم من أوّل الفتن يعنى : « گمان نمىكردم اين امر خلافت از بنى هاشم و از ميان آنان از ابو الحسن ( على بن ابى طالب عليه السّلام ) منحرف گردد . آيا او اوّل كسى نيست كه به سمت قبلهء شما نماز خواند ؟ آيا او عالمترين مردم به آثار و سنن نيست ؟ آيا او قريب العهدترين مردم نسبت به پيامبر نيست ؟ و آيا او كسى نيست كه جبرئيل در غسل و كفن پيامبر كمك او بود ؟ كسى كه آنچه ( از

--> ( 8 ) در شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد اين جمله از قول عباس اضافه شده است كه گفت : « من اين را نمىگويم به اين قصد كه ترا از آنچه بدان داخل شدى منصرف كنم ، ولى اتمام حجّت جاى خود دارد » .